همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Pedro Armendáriz Jr.
نام اصلی : Pedro Armendáriz Jr.
پیشه : بازیگر مرد,موسیقی متن,تهیه کننده
تولد : April 6, 1940 در Mexico City, Distrito Federal, Mexico
مرگ : December 26, 2011 (age 71) در New York City, New York, USA
جوایز : برنده 3 جایزه و نامزد دریافت 5 جایزه دیگر.
یک دختر میلیونر ، که با بدشانسی باورنکردنی متمایز می شود ، گم می شود. ایده اینکه چگونه او را پیدا کنیم یا دیوانه است یا درخشان - ارسال یک شخص به همان اندازه بدشانس...
جیمز، یک مزدور، در یک شناسایی به ملت آفریقایی زنگارو، شکنجه و تبعید می شود. زمانی که به شهر خود باز می گردد، تصمیم می گیرد یک کودتای نظامی را رهبری کند...
مهندس “استوارت گراف” زندگی ناخوشایندی با همسرش، “رِمی” دارد، اما از کار کردن با پدر او، “سام رویس” لذت میبرد. در انستیتوی زلزله شناسی شهر، “دکتر استاکل” از گوش دادن به حرف دستیارش، “راسل” که وقوع زمین لرزه بزرگی را در چهل و هشت ساعت آینده پیش بینی کرده، طفره میرود. اما با لرزشی دیگر و بالا آمدن آب سد، با شهردار مشورت میکند ولی او نیز از انجام هرگونه اقدام احتیاطی خودداری میکند. زمین لرزه وسیعی رخ میدهد و ویرانی بسیار به بار میاورد و حالا “گراف” برای نجات “رویس” و کارکنانش اعزام میشود…
"جان چیسام" به عنوان یکی از بنیانگذاران شهر لینکولن، با آمدن "لاورنس مورفی" به مقاصد سوال برانگیز به فروشگاه، بانک و زمینهای شهر به شدت نگران می شود. او به همراه یکی از مزرعه داران درستکار تلاش می کنند با استفاده از قانون در مقابل "مورفی" قرار بگیرند اما او قانون را بدست دارد و...
این فیلم در شهر توکا فلتس جریان دارد. گروهی از دزدان به این شهر آمده اند و آرامش آن را به هم زده اند. کلانتر، شهر را ترک کرده و بیل را به عنوان جانشین خود قرار داده است. متاسفانه بیل نمی تواند از عهده این وظیفه بر آید. او حتی نمی داند که چگونه باید از یک اسلحه استفاده کرد. خلافکاران کنترل شهر توکا فلتس را به دست گرفته و...
"لئون آلستری" قانون شکنی است که توسط پدر "جان" پناه داده شده و به روستای سن سباستین می روند.روستا تبدیل به ویرانه شده و مردم آن برای دوری از هندیهایی که به آنها حمله کرده در تپه ها پناه گرفته اند.وقتی پدر "جان" کشته می شود مردم روستا تصور می کنند "لئون" کشیش است...