همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Ernest Borgnine
نام اصلی : Ernest Borgnine
پیشه : بازیگر مرد,موسیقی متن,تهیه کننده
تولد : January 24, 1917 در Hamden, Connecticut, USA
مرگ : July 8, 2012 (age 95) در Los Angeles, California, USA
جوایز : برنده 1 جایزه اسکار. همچنین 16 جایزه و نامزد دریافت 10 جایزه دیگر.
"مارتی" قصابی 34 ساله که خانواده ای ایتالیایی برای ازدواج در جستجوی او هستند.او با معلمی به نام "کلارا" برخورد می کند.آنها هر دو تنها بوده و عاشق هم می شوند و...
غریبه ای یک دست وارد شهری عجیب می شود. مردم شهر که دارای گذشته ای وحشتناک هستند می خواهند آن را به عنوان یک راز حفظ کنند و برای این کار از هر وسیله ای استفاده می کنند...
مردی به اشتباه به عنوان سارق قطار شناخته می شود. پس از اینکه کلانتر شهر به پسری که در کنار او سواری می کند شلیک کرده و او را به قتل می رساند، "داو" بیگناهی خود را ثابت کرده و به عنوان کلانتر جدید انتخاب می شود...
انقلاب مکزیک، سال ۱۸۶۶. “بنجامین ترین” (کوپر)، سرگرد سابق ارتش جنوب، و “جو ارین” (لنکستر)، یک یاغی همیشه خندان، از آمریکا به مکزیک میروند تا برای هر کسی که بیشتر پول بدهد، بجنگند وسترنی هیجان انگیز و چند لایه ای که نمونه ای برای فیلمنامه نویسی کلاسیک در تاریخ سینما نیز به شمار می آید.وجه جذاب روایتی اثر در کنار بازی زوج کوپر و لنکستر برجسته تر مینماید. فیلم را کمپانی فیلمسازی خود لنکستر با بودجه ۷/۱ میلیون دلاری تهیه میکند و در نخستین نمایش جهانی بیش از ۱۱ میلیون دلار فروش میکند. آلدریچ، استاد خشونت در سینمای آن دوره، اینجا به اندازه کافی قابلیتهای خود را نشان میدهد
« دیمتریوس » ( ماتیور ) حافظ خرقه ى مسیح است و چون جاى آن را به سربازان رمى نمىگوید ، به عنوان گلادیاتور به میدان مبارزه برده مىشود . از طرف دیگر « مسالینا » ( هیوارد ) ، همسر سزار آینده ، « کلادیوس » ( جونز ) مجذوب « دیمتریوس » شده است...
"وینا" زنی با اراده خارج از شهر اقدام به تاسیس یک سالون می کند.اما وقتی به یکی از اعضای زخمی گروههای تبهکار شهر کمک می کند متهم به قتل و سرقت از بانک می شود...
بندر پرل هاربر ، جنگ جهانى دوم . سرباز تازه وارد ، « رابرت ا . لى پرويت » ( كليفت ) ، از بوكس حرفهاى بيزار شده است و حاضر نيست كه بار ديگر داخل رينگ برود . پس از اين كه فرمانده جديد او « سروان هولمز » ( اوبر ) مىبيند « پرويت » به هيچ صورتى ديگر بوكس بازى نخواهد كرد به « گروهبان ميلتن واردن » ( لنكستر ) دستور مىدهد تا با سپردن كارهاى پست او را اذيت و خوار و خفيف كند...
داستان از آن جایی آغاز میشود که جانی دامیکو، پروندهی قتلی را سرهم بندی میکند و از فعالیت خود بر روی این پرونده، معلق میشود. در حقیقت، جانی از عمد این کار را کرده تا بتواند راحتتر مخفی شود و رئیس اِسکلهی نیویورک را شناسایی کند. این رئیس اِسکله، هرکسی را با شیوهای مخصوص به قتل رسانده. اما آیا جانی نفر بعدی خواهد بود؟...
برد آدامز مدیر جدید یک کارخانه تولید در شهری کوچک واقع در نیوهمپشایر است. ماموریت وی آرام کردن روابط کار بعلاوه کارمندان اخراج توسط مالک آنجا، خانم دابلدی، است. برد در راستا موفق می شود رابطه ای عاشقانه نیز آغاز کند...
به عنوان بخشی از یک قرارداد با یک سازمان اطلاعاتی برای جستجوی برادر گمشدهاش، یک خلبان یاغی با یک هلیکوپتر جنگی پیشرفته به نام Airwolf به ماموریت میرود.