همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Guinn 'Big Boy' Williams
نام اصلی : Guinn 'Big Boy' Williams
پیشه : بازیگر مرد,نویسنده,موسیقی متن
تولد : April 26, 1899 در Decatur, Texas, USA
مرگ : June 6, 1962 (age 63) در Burbank, California, USA
در سال ۱۸۳۶ ژنرال “سانتا آنا” و ارتش مکزیک در تگزاس پیشروی می کنند. برای متوقف کردن او ژنرال “سم هیوستون” باید زمان کافی داشته باشد تا بتواند ارتشش را نظم دهد. برای بدست آوردن این زمان او به کلنل “ویلیام تراویس” دستور می دهد به ماموریتی کوچک برای بستن راه ارتش مکزیک برود و...
جری سرباز خودخواهی است که فقط به فکر خود است . در این بین افسرِ هنگ و دیگران سعی در این دارد که نظم و انضباط را به او القا کنند، اما گوش او بدهکار نیست. تا اینکه ...
داستان از آن جایی آغاز میشود که دو سواره نظام آمریکایی که وظیفهی حمل یک محمولهی طلا را داشتند، به قتل میرسند. جان هوون که به عنوان یکی از محققان ارتش ایالات متحده شناخته میشود، به صورت مخفیانه به شهری که در آن استخراج میشد، سفر میکند و تصمیم میگیرد که قاتلان را پیدا کند...
تام کیفر » ( برنان ) به جرم قتلى که مرتکب نشده محاکمه مىشود و به زندان مىافتد. اما موفق به فرار مىشود و جایى در مردابهاى مرز فلوریدا و جرجیا خود را پنهان مىکند تا در فرصت مناسب قاتل واقعى را شناسایى و دستگیر کند.
یک تهیهکننده متاهل برادوی برای پنهان کردن روشهای خیانتکارانهاش، یکی از رقصندههایش را با یک دختر همخوان که برایش هدیه خریده بود قرار میگذارد، اما دو رقصنده واقعاً عاشق هم میشوند.
داستان فیلم درباره شخصی به نام" استوارت" و علاقه او به" کیت گارسون"، دوستی او با" جورج کاستر" و جنگش مقابل "جان براون" در روزهای که منتهای جنگ داخلی آمریکا معروف به جنگهای انفصال است...
ماجراجویى به نام « وید هاتن » ( فلین ) وارد شهر بى در و پیکر داج سیتى مىشود که در آن بىقانونى و فساد رواج کامل دارد. کمى بعد « وید » به دخترى به نام « ابى اروینگ » ( د هاویلند ) دل مىبازد که او را در ماجراى کشته شدن برادرش مقصر مىداند.
ادى تيلر ( فاندا ) به دليل سرقت به زندان مىافتد و پس از آزادى سوگند مىخورد كه از راه راست منحرف نشود. او با جان گراهام ( سيدنى ) ، ازدواج مىكند. اما سايهى سنگين گذشته ، آنان را رها نمىكند.
در شِرلی تمپل، افسر شورشی، برای دیدن خانوادهاش به مزرعه مخروبهاش بازمیگردد و دستگیر میشود. یک سرباز یانکی به او ترحم کرده و فراریاش را برنامهریزی میکند. همه گرفتار میشوند و قرار است افسران اعدام شوند. شِرلی و «بوجانگلز» رابینسون از رئیس جمهور لینکلن التماس میکنند که دخالت کند...