همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Debbie Rochon
نام اصلی : Debbie Rochon
پیشه : نویسنده,بازیگر زن,تهیه کننده
تولد : November 3, 1968 در Vancouver, British Columbia, Canada
جوایز : برنده 15 جایزه و نامزد دریافت 8 جایزه دیگر.
پروسپرو، با الهام از نمایشنامه "طوفان" شکسپیر، تلهای برای مدیران شرکتهای داروسازی میچیند و آنها را به شهر تروماویل در نیوجرسی میکشاند. او با استفاده از جادو و حیله، آنها را به سزای اعمالشان میرساند.
کری (جکی کلی) زن جوانی است که از نظر اجتماعی مشکل دارد و تلاش می کند تا رابطه تیره شده با مادرش را اصلاح کند. پس از مرگ پدربزرگش در خانه سالمندان، کری جذب ویلیام (بیل اوبرست جونیور)، مردی مسن در اتاق همسایه می شود. دکتر ویلیام به کری یک موقعیت نیمه وقت در خانه سالمندان پیشنهاد می کند تا از یک پیرمرد مراقبت کند...
جنیفر ، زن جوانی با گذشته ای تاریک است که به جستجوی برادر گمشده ی خود می رود. جنیفر خیلی زود در می یابد که ناپدید شدن برادرش چیزی برنامه ریزی شده بوده و ...
زنی در یک اتاق کوچک قفل شده از خواب بیدار می شود و به یاد نمی آورد که چگونه به آنجا رسیده است. او که قادر به فرار نیست و توسط یک سری موجودات ماوراء الطبیعه عذاب می کشد، باید معمای این که او کیست و چگونه به اینجا رسیده است را کشف کند...
“فرن پترسن” پس از مرگ نامزدش “رابرت”، در یک حادثه شرم آور، زندگی اش زیر و رو می شود. اما در مدت زمان کوتاهی “رابرت” دوباره در قالب یک روح تشنه به عشق زنده می شود و …
گروهی از مدل های زیبای اینترنتی در استودیوی ضبط خود به دام افتاده اند و توسط یک هوادار بی ثبات روانی که آنها در پخش زنده به او توهین کرده بودند، شکار می شوند...
بر اساس آثار کلاسیک ادگار آلن پو - چرخشی منحصر به فرد بر روی سه داستان محبوب پو (قلب داستان، چالک آمانتیلادو و رویاها). به کارگردانی بارت ماستروناردی و آلن رو....
دو فیلمساز جوان به جنگل میروند تا از یک موجود افسانهای با شش انگشت فیلم بگیرند. آنها نمیدانند که این موجود یک هیولای خونخوار و وحشی است که حیوانات را میکشد و با آنها بازی میکند...
یک سالن تئاتر متروکه توجه دختری جوان بنام «انولا» را به خود جلب کرده است. او روزی از کنجکاوی به داخل آن می رود و با نمایشی در آن مواجه می شود که قبلا مانندش را ندیده...