همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Peter Sullivan
نام اصلی : Peter Sullivan
پیشه : کارگردان,نویسنده,تهیه کننده
تولد : November 30, 1976 در Shrewsbury, Massachusetts, USA
به دنبال فرار از زندگی سلطنتی خود، یک شاهزاده باهوش به ایالات متحده می آید تا کسب و کاری را در شهر کوچکی در شمال نیویورک راه اندازی کند و درگیر یک اسکیت باز سابق المپیک می شود...
هنگامی که افراد مهم آنها هر کدام از آنها جدا می شوند، الکسا اشتباهی یک متن "قلب شکسته" به جیسون می فرستد ، این دو یک رابطه تلفنی را ایجاد می کنند و هیچ کدام جرات نمی کنند بپرسند دیگری واقعاً کیست...
هنگامی که جون و دخترش هانا از شیکاگو به کالیفرنیا نقل مکان میکنند تا پس از درگذشت مادر هانا زندگی جدیدی را آغاز کنند، وقتی سرمربی تیم تشویق کننده، خانم برک، هانا را برای پیوستن به تیم دعوت میکند، خوشحال میشوند...
"لیندسی" و "وس"، دو نوازنده رقیب هستند که در مقابل دید همگان، دوئل پیانو انجام می دهند. اما ناگهان در شب کریسمس، شرایط اجرای نوازندگی برایشان فراهم نمیشود. بنابراین تصمیم می گیرند که...
بکی یک دانشآموز سال آخر دبیرستان است که هم باهوش است و هم اجتماعی. او در تیم تشویقکنندهها به مربیگری خانم فلین پذیرفته میشود و یونیفرم این تیم را دریافت میکند. زندگی بکی در مسیر درستی پیش میرود تا اینکه توجه راب، دانشآموز جدید و جذاب و خوشتیپ، را به خود جلب میکند. او در ابتدا پسری ایدهآل به نظر میرسد، اما محبت او به مرور زمان به وسواس تبدیل میشود و او برای اینکه بکی را به طور کامل برای خودش داشته باشد، از هیچ تلاشی دست نمیکشد.
استفانی نیکولز صاحب مغازه کریسمس است، اما ناگهان با خبر ناگواری روبرو میشود: صاحبملک قصد دارد ساختمان را تخریب کند و قرارداد اجاره مغازهها را فسخ کند. استفانی که ناامید شده، در آستانه کریسمس با مایکل کیلپاتریک، که برای صاحبملک کار میکند، آشنا میشود. مایکل به او کمک میکند تا مغازهاش را نجات دهد و در این میان، عشقی غیرمنتظره بین آنها شکوفا میشود...
سامانتا، یک معلم، برای کریسمس به زادگاهش بازمیگردد، جایی که دوست پسرش الکس به او میپیوندد. وقتی میفهمد الکس ولیعهد مادلویا است، باید تصمیم بگیرد که آیا الکس را به اندازهای دوست دارد که تدریس را متوقف کند و سلطنتی شود.
مدیر یک مرکز خرید که موظف به لغو قرارداد اجاره فروشگاههای کمبازده در کریسمس است، عاشق برادرزادهٔ یکی از مالکان فروشگاهها میشود که به عمهاش کمک میکند در ایام تعطیلات کسبوکارش را حفظ کند.
دختر بچه ای دچار کابوس های ترسناک شبانه ای میشود و درون کابوس هایش موجودی خطرناک به نام Sandman است که هر کسی که دختر را اذیت کند او هم به آن شخص آسیب میرساند...