همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Dave Foley
نام اصلی : Dave Foley
پیشه : بازیگر مرد,نویسنده,تهیه کننده
تولد : January 4, 1963 در Toronto, Ontario, Canada
جوایز : 4 مرتبه نامزدی جایزه .ساعات پربیننده. همچنین 6 جایزه و نامزد دریافت 17 جایزه دیگر.
یک کارمند تبلیغاتی خجالتی با دختر رویایی خود در قطار El ملاقات می کند، اما به یاد نمی آورد که شماره تلفن او را بگیرد و در نتیجه به جستجوی همه جانبه برای دختر مرموز می پردازد ...
این انیمیشن در مورد چهار پسربچه است که فیلمی کانادایی که برای رده سنی آن ها مناسب نیست را می بینند. بعد از این، همه ی مردم آن ها را «فاسد» می نامند، و والدین شان ایالات متحده را مجبور به آغاز جنگ در مقابل کانادا می کنند...
در هرفصل، مورچهها مجبورند تا برای حشرات بیگانه که قویتر از آنها هستند، آذوقه جمع کنند و بیشتر ذخیرهی خود را به آنها بدهند.فلیک که مورچهای جوان و ماجراجو است تصمیم میگیرد تا به جای دوری برود و کمک بیاورد تا مورچهها بتوانند از پس این حشرات بربیایند...
یک دانشمند داروساز قرصی تولید می کند که باعث می شود مردم شادترین خاطره خود را به یاد بیاورند. اگرچه در ابتدا موفقیت آمیز به نظر می رسد، اما عوارض جانبی ناگواری در پی دارد...
A family calls in an intervention for Benjamin, a kid who is doing drugs. Soon, it becomes clear that those who are confronting Benjamin's problem also have many problems of their own.
"نسبتا خوب" سفر دیو برای زنده ماندن در دنیایی را دنبال می کند که به نظر می رسد قصد دارد روح او را در هم بکوبد. همه چیز روی میز است، از افرادی که به علم اعتقادی ندارند، تا ماجراهای ناگوار او در بخش عاشقانه، در این ویژه گزنده و جناحی دیده می شود.
داستان سریال درباره رابطه دو نفر به نامهای ویلیام ترومن و گریس آدلر است در در آپارتمانی در نیویورک سیتی زندگی می کنند. ویل وکیل است و گریس طراح داخلی...
سریال در مورد یه دکتر یا پزشک خانواده که دفتر کارش توی یه محله پایین و فقیر هست. این دکتر که اسمش “بکر” هست، آدم بد اخلاق و بدعنق و بدقلق و کم صبریه و دائم به همه چی ایراد میگیره و غر میزنه. کلا هم ۲ تا دوست داره یکیشون که یه دختره که یه کافه قدیمی رو اداره میکنه و بکر صبحانه و ناهارش رو اونجا میخوره دوست دیگرش هم یه مرد نابینا هست که بغل همون کافه، دکه روزنامه فروشی داره هرروز صبح بکر به این کافه میره، قهوه میخوره و سیگارش رو میکشه بعد میره سرکار. سریال حوادث اطراف این فرد رو نشون میده و نظریات “بکر” و غر زدنهاش و برخوردش با موضوعات مختلف رو بیان میکنه ...
داستان این سریال در مورد یه دکتر بیچاره هست که از طرفی باید تلاش کنه تا شغل و زندگی حرفه ای خودش رو نگه داره و از طرف دیگه باید تلاش کنه تا همسر و فرزاندش رو هم راضی نگه داره چون اونا اصلا میونه خوبی به شغل پدر خانواده ندارن...
داستان سریال در مورد دو دوست به نام های “اسکار مدیسون” و “فلیکس انگر” می باشد که پس از اخراج از خانه هایشان توسط همسرانشان، حال این دو نفر سعی می کنند با یکدیگر زنندگی بکنند، اما عقاید آنها در خانه داری و روش آنها در زندگی با یکدیگر بسیار متفاوت است…