همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
نبرد نهایی علیه موزان کیبوتسوجی آغاز شده است. سپاه شیطان کش، از جمله تانجیرو، نزوکو و هاشیرا، به قلعه بینهایت کشانده شدهاند و در آنجا باید با شیاطین رده بالای بسیار قدرتمندی مقابله کنند. این نبردی سرنوشتساز و بیامان است.
اتسوکو، دانشآموزی بیهدف، با درخواست رینا، دانشآموز جدید، برای راهاندازی باشگاه قایقرانی مواجه میشود. ابتدا با اکراه میپذیرد، اما با گذشت زمان و حضور در کنار همتیمیهایش، به تدریج به این باشگاه علاقهمند میشود.
کمی بعد از اینکه آیرا (Aira) به ژاپن برگشت، باشگاه دبیرستانی نیجیگاساکی (Nijigasaki) یه دعوتنامه برای شرکت تو جیپیایکس (GPX) میگیره؛ مسابقهٔ بزرگ آیدلهای دانشآموز. آیومو (Ayumu)، کاسومی (Kasumi)، شیزوکو (Shizuku)، کاناتا (Kanata)، اِما (Emma) و لانژو (Lanzhu) راهی اوکیناوا میشن تا تو این رویداد شرکت کنن و محبوبترین آیدلهای مدرسه بشن! اونجا با آفتاب ملایم و طبیعت سرسبز منطقه روبهرو میشن و با دخترای بااستعداد دیگهای که از همه جای کشور اومدن آشنا میشن تا بهترین اجراهاشون رو نشون بدن. ولی آیومو انگار از رقابت راحت نیست و احساسات دوگانهش زود توسط بقیه متوجه میشه. دخترا میتونن آرزوهاشون رو واقعی کنن؟
تانجیرو برای تبدیل شدن به یک هاشیرا، تحت آموزشهای سختگیرانه هاشیرای سنگ، هیمجیما، قرار میگیرد. در همین حال، موزان به جستجوی نزوکو و اوبایاشیکی ادامه میدهد...
کاترینا و دوستانش با شاهزاده جوانی روبرو میشوند که فقط کاترینا میداند او قهرمانی از یک بازی ویدیویی با آیندهای شوم است. آیا او میتواند او را نجات دهد؟
پسری به نام یوتا حافظه خود را از دست داده است، اما مدام در دفترچهاش نقاشیهایی از گریدمن میکشد و بعد آنها را پاک میکند. او تصمیم میگیرد به ریکا ابراز عشق کند، اما دنیای آرام آنها با یک غرش فرو میریزد...
تانجیرو راهی جنوبشرق میشود و در آنجا با مردی جوان و ترسو به نام زنیتسو آگاتسوما مواجه میگردد. زنیتسو نیز یکی از پذیرفتهشدگان آزمون نهایی است و گنجشک او از تانجیرو درخواست میکند که او را تحت کنترل داشته باشد.
در سرزمینی که توسط هرج و مرج ویران شده است، اربابان که دارای مهرهای مقدسی هستند که می توانند هرج و مرج را آرام کنند، باید از مردم محافظت کنند. اما آنها به جای این کار، شروع به جنگ با یکدیگر می کنند تا بر یکدیگر تسلط یابند. شیروکا، جادوگری منزوی که از این وضعیت بیزار است، و تئو، شوالیه ای که برای آزادسازی زادگاهش تلاش می کند، با هم متحد می شوند تا این قاره را از شر جنگ و هرج و مرج نجات دهند.