همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
در آینده ای که روبات های خانگی رایج هستند، یک مرد جوان شریک ایده آل خود را خلق می کند. او یک دوست دختر مصنوعی را زنده می کند که شروع به نشان دادن احساسات می کند. اما با گذشت زمان او به این فکر می کند که آیا احساساتش واقعی هستند یا برنامه ریزی شده.
استیجی که تو شیبویاست . وقتی ریوهی اودا دانشآموز دبیرستانی بود، برادر بزرگ مهربانش رو تحسین میکرد. ریوهی که شاهد مرگ برادرش بود الان یه دانشآموز دبیرستان شاد و شنگوله که نمیذاره کابوسهایی که در کمینش هستن به هم بریزنش. یک روز یک هنگام کیکبوکسینگ یک موجود مرموز به نام تریس گازش میگیره و یک رویای عجیب میبینه. اون با تمایل یرکوب کرده خودش مواجه میشه، «قطرهها» که دارن تو خیابون تو هوا پرواز میکنن. چه چیزی رو در فرای اون دیده؟
۳۰ مرد و زن جوان سوار بر اتوبوس شده بودند آنها توسط یک تور دور هم جمع شده بودند و مقصد آنها روستایی به نام ناناکیمورو بود شایعاتی هم بود که آنجا مکانیست که اصلا وجود نداشت بلکه شکافی در مسیر آنجا بود که مانع ورود مردم به روستا می شد با این حال مسافران بدون هیچ نگرانی از حرف هایی که در مورد روستا زده میشد در میان کوهستان به سمت آن روستا حرکت کردند تا بالاخره به روستایی خالی از سکنه رسیدند و بعضی از هم جداشدند و به مسری رفتند اما حقیقت روستای ناناکیمورو چیست؟
از زمان شکست ارباب شیاطین توسط شاهکایل صدسال میگذرد. شوالیهی کارآموز، کاسل، در آرامش از زندگیاش لذت میبرد؛ اما با اخبار ظاهر شدن شیاطین در منطقه، سرنوشت او شروع به تغییر میکند. کاسل به کمک مردی خردمند، دوستانی معتمد پیدا میکند و همراه آنها عازم جستجوی شمشیر مقدسی میشوند که میتواند این دشمنان را نابود کند
سال ها پیش، جنگی در ژاپن درگرفت که کانتو را در برابر کانسای قرار داد و باعث تقسیم کشور شد. کانسای تحت استعمار کانتو قرار گرفت، اما با گذشت زمان به آرامی دولت و پلیس کنترل کانسای را از دست دادند و کانسای به دست جنایتکارنی که به آکودما معروف بودند افتاد.
بعد از دانشگاه، ریکوئو اوزومی، پسری که تو زندگیش آرزو و هدف های زیادی نداره، توی یه سوپر مارکت استخدام میشه. زندگی بدون هیچ اتفاق خاصی برای ریکوئو پیش میره تا وقتی که همکلاسی و دوست دختر قبلیش رو می بینه، اما مخصوصا بخاطر هارو نوناکایِ عجیب و کلاغش...
این انیمه بر پایۀ یک بازی استراتژی نقشآفرینی با همین نام ساخته شده است و در دنیای دیگری قرار دارد که در آن بازیکنها نقش «ریاست» را بر عهده میگیرند تا ماجراجوها را به کار گرفته و تربیت کنند. سپس ماجراجوها به سیاهچالها فرستاده میشوند تا با هیولاها مبارزه کرده و غنائم را جمعآوری کنند.