همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Matthew Lawrence
نام اصلی : Matthew Lawrence
پیشه : بازیگر مرد,موسیقی متن
تولد : February 11, 1980 در Abington, Pennsylvania, USA
جوایز : برنده 1 جایزه و نامزد دریافت 7 جایزه دیگر.
این فیلم، درامی است که بر اساس داستانی واقعی ساخته شده است. داستان، زندگی خانوادهی استیرن را در دوران جنگ جهانی دوم به تصویر میکشد؛ زمانی که آنان در ایالت ویسکانسین و در همسایگی یک اردوگاه اسرای جنگی نازی سکونت داشتند.
یک راننده کامیون که زندگی بدون عمق و در راه ناکجاآبادی دارد، مجبور می شود در مورد پسر 11 ساله تنها و پرخاشگر خود که ده سال پیش آشکارا او را ترک کرده بود، تصمیم بگیرد...
یک دختر نوجوان جذاب و مشهور، که تنفر خیلی ها را متوجه خود کرده، روزی خود را در بدن یک مرد می بیند، و اکنون به هر دری می زند تا بتواند دوباره به بدن اصلی خودش بازگردد.
داستان در مورد گروهی از دوستان دبیرستانی است که در تمام سال های دبیرستان در امتحانات خود تقلب می کنند اما در سال آخر یک مراقب سفت و سخت به آنجا می آید و...
مایکل و پسر عمویش تامی قصد داشتند تعطیلاتی رویایی را بر روی یک قایق لوکس تجربه کنند. اما بدشانسی آنها باعث شد که به جای یک یات لوکس، یک قایق ماهیگیری قدیمی گیر بیاورند. در ادامه، حمله دزدان دریایی آنها را مجبور کرد تا در یک جزیره متروک به سر ببرند.
مایکل وودز به دلیل رفتار بدی که با پسر عموی گلهدارش در لسآنجلس داشت، از سوی پدر و مادرش تنبیه شد. آنها او را مجبور کردند تا به مدت یک ماه به مزرعه پسر عمو و خالهاش در خارج از شهر برود.
سن فرانسيسکو. «دانيل هيلارد» (ويليامز) که همسرش، «ميراندا» (فيلد) از او جدا شده، فقط اجازه دارد که روزهاي شنبه بچه هايش را ببيند. او خيلي زود به اين نتيجه مي رسد که براي حضور بيشتر در کنار بچه ها، بايد خود را به شکل يک خدمتکار زن درآورد و به استخدام در همسرش دربيايد...
دختر جادوگر جوانی به دلایلی مجبور می شود مستقل زندگی کند. در این راه او خود را در زندگی سخت اجتماعی می بیند، که برای زندگی در این شرایط او از قدرت خود استفاده می کند و شروع به کار می کند، کاری که ماجراهای زیادی را برای او پیش می آورد. کار او پیک هوایی است...
«نيل پيج» (مارتين)، بازارياب پرکار، قصد دارد براي تعطيلات نزد خانواده اش در شيکاگو برود. او در راه رسيدن به فرودگاه در ترافيک گير مي کند و چمدانش را به اشتباه در يک تاکسي جا مي گذارد. هواپيما تأخير دارد. «نيل» در فرودگاه با مرد چاق و پر سر و صدايي به نام «دل گريفيث» (کندي) آشنا مي شود و به رغم ميل باطني خود با او هم راه مي شود.