همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Bob Minor
نام اصلی : Bob Minor
پیشه : بازیگر مرد,دستیار کارگردان,بدلکار
تولد : January 1, 1944 در Birmingham, Alabama, USA
"مایکل رینولدز" مردی ثروتمند است که خودروی اسپورتی زیبا، خانه ای گرانقیمت داشته و به تازگی در کار خود به موفقیت زیادی دست یافته است. تا اینکه یک بیمار در حال مرگ به نام "برندون" او را می رباید و...
یک مرد بی خانمان توسط گروهی از افراد ثروتمند بعنوان راهنما در کوهستان به کار گرفته می شود. بعد از مدتی می فهمد که این افراد آدمکش هایی هستند که برای تفریح آدم می کشند و او طعمه ی جدید آن هاست...
"لورن هالت" بعد از شنیدن خبر مرگ "رئیس جمهور کندی" درست چند ساعت پس از وارد شدن به دالاس، شوکه می شود. برخلاف مخالفتهای همسرش "روی" او تصمیم می گیرد در مراسم تدفینی که در واشنگتن برگذار می شود شرکت کند و...
فیلم Action Jackson درباره پلیسی است که بعلت رفتار خشونت بار از مقام ستوانی تنزل پیدا کرده به گروهبانی. اما او اکنون به دنبال باز پسگیری مقام قبلی خود است...
"جان متریکس" کماندو بازنشسته نیروهای ویژه است که به همراه دختر خود "جنی" برای داشتن زندگی آرام به کوهستان رفته اند.اما وقتی "جنی" توسط گروهی تبهکار ربوده می شود،او برای گرفتن انتقام به میدان مبارزه باز می گردد...
"نورما ری" کارگر کارخانه نساجی است که شرایط کاری غیر قابل تحملی دارد.نگرانی از این شرایط به او امکان این را می دهد تا با بازرس شرایط کار همکار شود.آنها به کمک هم تلاش می کنند با خطرات مبارزه کرده و کارخانه را با هم متحد سازند...
این مجموعه دربارۀ فضانوردی به نام استیو آستین (با بازی لی میجرز) است که در یکی از مأموریتها سقوط میکند و به کما میرود و دستها و پاهای او بهشدت آسیب میبینند، طوری که تقریباً از بین میروند. دانشمندان، طی یک عمل جراحی سرّی، دستها و پاهای او را با اعضای مصنوعی (مکانیکی) عوض کرده و حتی یکی از چشمهایش را بهصورت مصنوعی کار میگذارند. بدین ترتیب “استیو” دارای قدرت فوقالعادۀ فراانسانی میشود…
آتلانتا، سال 1873. یک روز دیگر شروع می شد (در واقع تشییع جنازه ملانی می باشد)، و اسکارلت مصمم است که رت (کسی که وقت و هزینه زیادی با «بل واتلینگ» صرف کرده است) را باز پس بگیرد. نخست، او به تارا می رود و در تارا با «سو الن» مرافعه می کند. سپس او را به چارلستون می رود، خودش را به مادر و دوستان رت معرفی می کند. اما وقتی او در یک موقعیت به خطر می افتد...