همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Martin Balsam
نام اصلی : Martin Balsam
پیشه : بازیگر مرد
تولد : November 4, 1919 در The Bronx, New York City, New York, USA
مرگ : February 13, 1996 (age 76) در Rome, Lazio, Italy
جوایز : برنده 1 جایزه اسکار. همچنین 2 جایزه و نامزد دریافت 4 جایزه دیگر.
«ماکس کيدي» (دنيرو) چهارده سال پيش به خاطر آزار و اذيت دختري شانزده ساله به زندان افتاده است. او پس از آزادي، براي انتقام سراغ «سام بودن» (نولتي)، وکيل دادگستري، مي رود...
یک هواپیمای بزرگ در مسیر آتن به رم و نیویورک یک گروه فلسطینی-لبنانی ربوده می شود. آنها از خلبان درخواست می کنند که به سمت بیروت پرواز کند. اما آنها نمی دانند گروهی از کماندوها به فرماندهی سرگرد "مک کوی" و کلنل "آلکساندر" مسئول نابودی آنها هستند...
کرسی، یک معمار سابق و یک مراقب حرفه ای، متوجه می شود که دوست قدیمی اش پس از ضرب و شتم وحشیانه توسط گروهی از اراذل و اوباش مرده است. آیا کرسی می تواند انتقام مرگ دوستش را بگیرد؟...
چند دوست که به تازگی کالج را به پایان رسانده اند با مشکلات دوران بزرگ سالی روبرو می شوند. مشکل اصلی آنها این است که همه آنها خودخواه و نفرت انگیز هستند!
یک تک تیرانداز دیوانه تصمیم دارد در مسابقه ای برزگ که در استادیوم فوتبال لس آنجلس برگزار می شود دست به کشتار بزند. نیروی های پلیس به فرماندهی کاپیتان "پیتر هالی" تلاش می کنند او را متوقف سازند...
ژوئن سال 1972، در ستاد فرماندهي دموکرات ها در دل مجموعه ي واترگيت درواشينگتن، پنج سارق با وسايل مدرن استراق سمع دستگير مي شوند و پي گيري ماجراتوسط دو گزارش گر روزنامه ي واشينگتن پست، «باب وودوارد» (ردفورد) و «کارل برنستاين» (هافمن) پس از چندي منجر به استعفاي «رئيس جمهور نيکسن» مي شود...
هنگامی که پسرخوانده جنایتکار سانفرانسیسکو اجازه میخواهد تا «تجارت» را ترک کند، دون آنتونیو با اکراه موافقت میکند. چنین رفتاری توسط هر یک از آنها نقض قانون است و جنگ خونین اوباش آغاز می شود...
کاراگاه پوآرو در مورد قتل سرمایه داری تحقیق میکند که در قطار و به وسیله خنجری به قتل رسیده است، در حالیکه آن قطار به علت طوفان در کوههای صربستان متوقف شده است…
«ستوان گاربر» (ماتا) باخبر میشود که چهار فرد مسلح – «آقای آبی» (شا)، «آقای سبز» (بالسام)، «آقای خاکستری» (الیزوندو) و «آقای قهوهای» (هیندمن) – یک قطار زیرزمینی پُرجمعیت (پلهم 123) را ربودهاند و تقاضای یک میلیون دلار باج کردهاند. یک ساعت برای تحویل پول فرصت داده شده و اگر تأخیر بشود، آنان در هر دقیقه یک مسافر را میکشند. در حالی که سیستم متروی نیویورک تقریباً متوقف شدهاست. «آقای آبی» تقاضاهایش را با بیسیم به «گاربر» میگوید. شهردار (والاس) پس از ترددیدهای بسیار، بالاخره با پرداخت پول موافقت میکند و در نهایت پول درست بهموقع تحویل داده میشود…