همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Bob Burns
نام اصلی : Bob Burns
پیشه : بازیگر مرد,بدلکار
تولد : November 21, 1884 در Glendive, Montana, USA
مرگ : March 14, 1957 (age 72) در Los Angeles, California, USA
در توماهاوک، برادران کلاهبردار جکمن شهر را کنترل میکنند، کلانتر دانهام در معرض انتخاب مجدد قرار دارد، پرورشدهندگان گوسفند در شهر ممنوع شدهاند و یک بازرس مخفی خطوط حمل و نقل مسافران وارد میشود تا باند سارقانی را که مرتباً به خطوط حمل و نقل مسافران دستبرد میزنند، دستگیر کند.
جان استرود، در زمان محاصره آلامو، برای حفاظت از مردم شهر آکس بو فرستاده میشود. اما پس از قتلعام، او به گروه جیس وید، شورشیانی که به مکزیکیها پیوستهاند، نفوذ میکند...
در سال 1874، رنجرز تگزاس که قادر به از بین بردن یک باند قانون شکن بدنام نبود، دو محکوم سابق را برای کمک به ردیابی و نابودی باند سام باس استخدام می کند...
یک نویسنده دیوانه یک خدمتکار را پس از مقاومت در برابر پیشرفت های او می کشد. نویسنده برای مخفی کردن جسد از برادرش کمک می گیرد و مشکلات غیرمنتظره ای برای هر دوی آنها ایجاد می شود....
فیلم "جنوب سنت لوئیس" داستان دوستی سه گلهدار را روایت میکند که در تگزاس زندگی میکنند و مزرعهشان توسط گروه یاغیان کاترل، فرمانده ارتش اتحادیه، ویران میشود.
در بحبوحه جنگهاى داخلى امريكا .« مايك مكوم » ( فلين ) را ، به رغم شجاعتهايش ، از ارتش شمالى ها بيرون مىاندازند و او هم آرام آرام به كارهاى خلاف روى مىآورد . تا اين كه به نوادا مىرود و پس از راه انداختن قمارخانهاى بزرگ با مردى به نام « استنلى مور » ( بنت ) در معدن نقره ى او شريك مى شود .
“کوئرت اونز”، مردی خطرناک با پرستاری “پنلوپه وورث” از مرگ نجات می یابد. او در نهایت با انتخاب دنیایی که در آن زندگی می کند و دنیای “پنلوپه” گرفتار می شود…
یک پزشک جراح و دخترش از آلمان نازی به آمریکا میگریزند. آنها در یک شهر کوچک در داکوتای شمالی ساکن میشوند، اما طوفانهای گرد و غبار دشت بزرگ، زندگی آنها را تهدید میکند. مردم شهر برای فرار از طوفانها، تصمیم میگیرند به اورگان نقل مکان کنند. یکی از اعضای شهر عاشق دختر پزشک میشود، اما او به مردی که به او و پدرش کمک کرده بود، متعهد است. او باید بین عشق و وفاداری خود یکی را انتخاب کند.