همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Michael Biehn
نام اصلی : Michael Biehn
پیشه : کارگردان,بازیگر مرد,تهیه کننده
تولد : July 31, 1956 در Anniston, Alabama, USA
جوایز : برنده 3 جایزه و نامزد دریافت 2 جایزه دیگر.
یک سلاح بیولوژیکی آزمایشی منتشر میشود که هزاران نفر را به موجوداتی شبیه زامبی تبدیل میکند. حالا یک گروه از بازماندگان باید برای متوقف کردن این موجودات و کسانی که پشت انتشار این سلاح بودند، تلاش کنند.
سياره ي وحشت: گروهي از بازماندگان در يک شهر کوچک با زامبي ها مبارزه مي کنند. ضد مرگ: مردي رواني معروف به «مايک بدل کار» (راسل) دختران زيبا را با اتومبيلش به طرز فجيعي به قتل مي رساند...
یک مرد بیتفاوت و بیحوصله شاهد است که یک خونآشام یک ادم را میبلعد و چنان شیفته او میشود، او را تعقیب میکند و در زیرزمین به دام میاندازد تا دوباره نتواند بکشد...
کد امگا 2 یک سواری فراطبیعی به دنیایی است که در لبه آخرالزمان در حال چرخش است. این فیلم به دنبال ظهور یک رهبر ماکیاولیستی است که تمایل به جمع آوری ارتش های جهان دارد....
پس از قتل «وو» (هونگ) سفیر چین در سازمان ملل به هنگام مذاکره بر سر یک قرارداد تجاری، «الینور هوکس» (آرچر) از مقامات FBI، یکی از کارمندان خود به نام «نیل شا» (اسنایپس) را مأمور شناسایی قاتل می کنند؛ اما «شا» خیلی زود متوجه می شود خودش مورد تعقیب است و کسانی می خواهند او را نابود کنند……
گروهی از تفنگداران ارتش ایالات متحده به رهبری ژنرال هومل (اد هریس) برای رسیدن به اهداف و خواسته هایشان گروهی از بازدیدکنندگان آلکاتراز را در همانجا به گروگان میگیرند و تهدید میکنند که از سلاح های میکروبیولوژیکی بر علیه مردم استفاده خواهند کرد. در این بین پلیس قصد دارد با کمک دکتر گودسپید (کیج) و زندانی باسابقه ای چون میسون (کانری) که بارها از آلکاتراز فرار کرده، بتواند بر توطئه های آن ها فائق آید ...
یک کارآگاه باهوش و برجسته جرایم جنایی در حین تحیقی بر یک پرونده قتل بسیار مخوف شروع به پنهان کاری میکند چرا که سرنخ های بدست آمده وی را به سمت زنی عشق زندگی اوست راهنمایی میکند اما....
تومستون آريزونا، سال 1879. «وايات ارپ» (راسل) که به تازگي کار کلانتري داج سيتي را رها کرده، همراه با همسرش، برادرانش، و همسران برادرانش، وارد شهر مي شود. «وايات» تصميم دارد اسلحه را کنار بگذارد و زندگي آرامي را شروع کند، ولي با مزاحمت هاي کابوي ها و ورود «داک هاليدي» (کيلمر) ـ دوست قديم «وايات» ـ به شهر، کار به جدال در اوکي کورال مي کشد...
پس از از دست دادن پدرش، یک نیویورکی به کالیفرنیا می رود تا آرزوی در حال مرگ خود را برآورده کند و اشیای قیمتی که سال ها قبل توسط عمویش دزدیده شده بود را پیدا کند...