همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
مردی پنجابی که علاقهای به کشتی ندارد، عاشق زنی هریانوی میشود که به این ورزش علاقهی زیادی دارد. او تلاش میکند تا عشق او به کشتی را درک کرده و آن را بپذیرد تا بتواند دل او را به دست آورد.
داستان از جایی شروع میشود که یک مامور اطلاعاتی وارد دانشگاهی میشود و با کمک رهبران دانشجویی، علیه یک سیاستمدار فاسد که از جوانان دانشگاه سوءاستفاده میکرده، مبارزه میکند. این داستان بر اساس واقعیت نوشته شده است.
مردی که عمارتی تسخیر شده را کشف میکند، برای اثبات وجود نداشتن روح با آن روبرو میشود و در این فرآیند، دیدگاهش نسبت به ماوراء الطبیعه و احساساتش نسبت به روح تغییر میکند.
در میان دو خانواده رقیب، ایندر چاهل در کشمکش بین عشق و تعهد گرفتار شده است. روبینا دیلایک با حضور خود، رنگ عاشقانه به این داستان بخشیده است. آلیشا نیز با پیوستن به ماجرا، بر هیجان آن افزوده است. در این فیلم، کمدی و درام به زیبایی در هم آمیختهاند تا لحظاتی سرگرمکننده را برای مخاطب رقم بزنند.
قانون قصاص، جز نابودی و تاریکی ارمغانی ندارد.
باید کسی حلقهی کینه و دشمنی را بگسلد، و صاحب این بار تصمیم میگیرد مسیر زندگی خود را به کلی دگرگون سازد.
داستان بر اساس حکایات ناگفته و فاش نشده جنایتکاران پنجاب روایت میشود که حول دو گانگستر رقیب، "دُرلاب" و "کسار"، دور میچرخد که درگیر انتقامجویی تلخ منجر به مرگ شخصیتهای مشهور هند میشوند. فیلم بر ارتباط عمیق سیاستهای دانشجویی و رنج خانوادههای گانگسترها تأکید میکند...
عشق راکشیت و آنچل بینقص و مثالزدنی است تا زمانی که فردی پدیدار میشود و با تمام توان تلاش میکند تا آنچل را از راکشیت جدا کند و به دنیای خود بکشاند. اما این فرد چه کسی است و چه اهدافی در سر دارد؟ گاه رازهایی وجود دارند که بهتر است ناگشوده باقی بمانند.
ویرا، یک زن جوان ، از یک اسلحه خانه معتبر دزدی می کند. ارجن، وارث مغازه، او را تعقیب می کند و عاشق او می شود. ویرا از ارجن می خواهد که رابطه شان را مخفی نگه دارد، اما ارجن از این درخواست ناراحت می شود و باعث پیچیدگی در رابطه آنها می شود...
پدری پسرش را به ماموریتی مرگبار میفرستد، با آگاهی کامل از اینکه این ماموریت میتواند خودکشی باشد. پسر علیرغم آگاهی از خطر، به خاطر کشورش این ماموریت را میپذیرد.