هان ته جو در حین تحقیق درباره یک قتل سریالی دچار یه حادثه میشه. وقتی به هوش میاد، خودش رو در سال ۱۹۸۸ میبینه. او برای بازگشت به زمان حال، باید یک پرونده قتل رو حل کنه…
#61
داستان سریال حول خانواده ای به نام روی متمرکز گشته است که صاحب امپراطوری رسانه ای عظیمی بوده و با وجود داشتن قدرت و ثروت فراوان عملکرد به شدت ناکارآمدی دارند. لوگان روی که فردی پا به سن گذاشته و بزرگتر خاندان می باشد ریاست این تجارت خانوادگی را بر عهده داشته و بنا دارد تا پس از خود اداره امور را به پسر بزرگترش کندال که هم اکنون نیز ریاست بخشی از شرکت را عهده دار است واگذار نماید. این در حالیست که برادر کوچکتر صریح و دوست داشتنی کندال به نام روم که هنوز در هیات مدیر حضور دارد دیگر در شرکت کار نکرده و شیو تنها دختر خانواده نیز به دنبال ساخت آینده ی برای خود در دنیای سیاست می باشد.
سريال "The Tudors" مجموعه اي فوق العاده در مورد سلطنت و ازدواج شاه هنري هشتم است. در اين سريال ويژگي هاي پر زرق و برق خاندان رنسانس انگلستان به چشم مي خورد و همچنين خيانت ها و توطئه هايي که براي رسيدن به تاج و تخت انجام مي دهند و...
داستان این سریال در مورد یک مادر 20 ساله تنها می باشد که در تلاش برای پیدا کردن تعادل در زندگی و شغل اش است...
این انیمیشن در مورد دو دوست به نام های نیک رول و اندرو گولدبرگ و ماجراهایی که در دوران نوجوانی برای آنها رخ می دهد می باشد...
آناکین اسکای واکر و آسوکا تانو باید پسر ربوده شده Jabba the Hutt را نجات دهند، اما توطئه های سیاسی ماموریت آن ها را پیچیده می کند.
باران ، نام سریالی مهیج و ماجرایی محصول کشور دانمارک میباشد. داستان سریال در آیندهای نه چندان دور در دانمارک میگذرد ، جهان در حال نابودی هست و ویروسی وحشتناک از طریق باران در تمام اسکاندیناوی پخش شده است. در این بین خواهر و برادری به دنبال بازماندگان هستند تا جان خود را نجات دهند و از این مهلکه فرار کنند و…
مجموعهای از داستانهای انیمیشنی ترسناک بر اساس آثار هنرمند ژاپنی، جونجی ایتو.
سریال درباره یه خون آشام ـه به اسم پارک جی سانگ (آ جه هیون) که بعنوان دکتر در یک بیمارستان مشغول به کار میکنه یو ری ته (کو های سون) دکتر و وارث همون بیمارستان ـه لی جه ووک (جی جین هی) هم رئیس بیمارستان ـه و در ضمن آدم بده ی سریال هم هست.
آنها در رویایی به سر میبرند! رویای روزی که در آسمان بزرگ پر میگشایند. در آیندهای دور وقتیکه خشکیها ازبین رفتهاند، آدمی در شهر متحرکی به نام "پِلَنتِیشن" سکنا گزیده و خلبان(پایلوت)هایی در قسمتی از آن به نام "میستیلتین" یا "قفس پرنده" بوجود آوردهاند. بچههایی که در این قفس گیر افتادهاند، هیچگاه رنگ آسمان نمیبینند و مجبور هستند برای ارتقای خود مبارزاتی بوسیلهی رباتهایی جنگی به نام FranXX با موجوداتی عجیب به نام "کیوریو" (دایناسور) انجام دهند. این مبارزهها ضامن حیات این بچهها خواهد بود. پسرک قصهی ما "هیرو" که با لقب "کد016" شناخته میشود دارای مشکلاتی هست که موجب نادیده گرفته شدن او میشود، به همین خاطر وجودش غیرضروری شمرده میشود. چرا که عدم توانایی در راندن "فرانکس" مساوی با از دست دادن موجودیت است. اما دست روزگار دخترکی مرموز به نام "زیرو تو" (02) را که دو شاخ بر سر دارد را در سر راه او قرار میدهد.