درجه بندی شهروندان آکادمی سیتی 6 طبقه ای است، از سطح 0 که قدرتی ندارد تا سطح 5 که قدرت زیادی دارد. از میلیون ها ساکن آکادمی سیتی تنها 7 نفرشان به سطح 5 رسیده اند، و کسی که بالاترین رتبه در بین آن ها را دارد شتاب دهنده نامیده می شود. توارو کاگاکو بعد از اینکه از آخرین نفر به بهای همه قدرتش محافظت کرده روی قویترین در سطح 5 تمرکز می کند.بعد از بهبودی در بیمارستان، شتاب دهنده زندگی آرامی دارد تا زندگی استل روزنتال را نجات می دهد، دختری مرموز که عکسی از آخرین نفر را با خود دارد. متاسفانه، شتاب دهنده خودش را درگیر نبردی با سازمانی شیطانی به نام جنبش انتظامی می بیند که تلاش دارد تا آخرین نفر را برای ماموریت خطرناکی به کار بگیرد. حالا که نقشه شان را به حرکت انداخته اند و دختر جوان را تعقیب می کنند، به قوی ترین شهروند دنیا و همراهان جدیدش بستگی دارد که از آخرین نفر محافظت کرده و از آکادمی سیتی دفاع کنند.
درست زمانی که ماساتو فکر می کرد که بررسی تصادفی در مدرسه تمام شده است، در یک طرح مخفی دولتی درگیر شد. همچنان که با جریان برده می شد، به یک دنیای بازی رسید! انگار که اینها کافی نبوده، مادرش نیز آن جا بود! کمی با مدل همیشگی انتقال به دنیای دیگر متفاوت بود، اما بعد از کمی سر و کله زدن، "مامان می خواهد با ما-کون به ماجراجویی بپردازد." آیا مامان می تواند همراه ما-کون باشد؟ ماساتو و ماماکو ماجراجویی شان را شروع می کنند، آن ها پورتا را می بینند، یک تاجر زیبای در حال سفر، و یک فیلسوف زیرک قابل تاسف. در کنار عضو جدیدشان، ماساتو و دوستان سفرشان را شروع می کنند.
داستان سریال حول محور اتفاقاتی است که برای زنی به نام "بئا اسمیت" که در یک زندان به علت تلاش برای به قتل رساندن همسرش زندانی شده، رخ می دهد….
15 سال پیش، دروازه ای به دنیای دیگر بر فراز اقیانوس آرام باز شد. آنسوی این دروازه رتو سمانی قرار دارد. دنیای غریبی که پری ها و هیولاها در آن زندگی می کنند. سن ترزا سیتی، شهریست که در آن بیش از 2 میلیون مهاجر از هر دو دنیا زندگی می کنند. در نتیجه، آنجا داراها و ندارها وجود دارند. این جدیدترین " شهر رویاها" ی دنیاست. اما در سایه های آشوب، جنایت حکمفرماست: مواد مخدر، فاحشه گری، و قاچاق اسلحه. کارآگاهانی که در برابر این جنایات فجیع ایستاده اند در پلیس سن ترزا سیتی هستند. زمانی که کارآگاه کی ماتوبا و دلاور دنیای دیگر تیرانا – دو فرد با جنسیت، شخصیت و حتی دنیای متفاوت، همدیگر را می بینند، ماجرا شروع می شود. دو دنیا، دو قاضی. از اینجا به بعد پرده بالا رفته و یک ماجرای اکشن پلیس های همکار شروع می شود.
هاجیمه ناگومو 17 ساله یک اوتاکوی معمولی است. ولی، زندگی ساده او از شب بیداری و خوابیدن در مدرسه ناگهان زیر و رو می شود، همراه باقی کلاس، به دنیایی فانتزی احضار می شود!همچون قهرمانان با او رفتار می شود و وظیفه نجات بشریت از انقراض به او سپرده می شود. اما چیزی که به نظر آرزی هر اوتکویی است به کابوس هاجیمه بدل می شود. در حالی که سایر همکلاسی ها قدرت های خداگونه ای دریافت کرده اند کار هاجیمه تنها یک مهارت تغییر شکل دارد. باقی همکلاسی ها او را به خاطر ضعف مسخره می کنند و او به زودی خودش ر در ناامیدی می یابد. آیا او می تواند در این دنیای خطرناک پر از هیولاها و شیاطین زنده بماند؟
#71
برای هزاران سال، وایکینگ ها اسم خودشون رو برای قوی ترین و خشن ترین خاندان بودن ثابت کردن. تورفین، پسر یکی از بزرگترین مبارزهای وایکینگ، بچگیش رو توی میدان جنگ گذرونده که اونقدر ماجراجویی و تجربه کسب کنه که بتونه انتقام پدرش که به قتل رسیده بود رو بگیره.
زمانی که از لرد ال-ملوی دوم، ویور ولوت بعدی، خواسته می شود تا نسبت به قلعه آدرا ادعای وراثت کند، با شاگردش گری برای برای اینکار راهی سفر می شود. اما تنها آنها نیستند که فراخوانده شده اند. وصیت مالک قبلی اینست که مسابقه ای، شامل لوویاگلیتا ادلفلت- باید برگزار شده و برنده صاحب فلعه می شود.
#184
داستان در دوره تایشو ژاپن اتفاق میافتد و ماجراجوییهای تانجیرو کامادو، پسر نوجوانی باهوش و مهربان را دنبال میکند. تانجیرو به همراه خانوادهاش در کوهها زندگی میکند و از طریق فروش زغال امرار معاش میکند. اما یک روز، خانواده او توسط شیاطین (اُنی) به طور وحشیانهای به قتل میرسند و تنها تانجیرو و خواهر کوچکش نزوکو از این حادثه جان سالم به در میبرند. اما نزوکو در اثر این حمله به یک شیطان تبدیل میشود. با این حال، او هنوز مقداری از انسانیت خود را حفظ کرده و به برادرش حمله نمیکند. تانجیرو که مصمم به یافتن راهی برای نجات خواهرش و انتقام از شیاطین است، به گروه شیطانکشها میپیوندد. او در این مسیر با آموزشهای سخت و چالشهای خطرناکی روبرو میشود و در کنار دیگر شیطانکشها با شیاطین قدرتمندی میجنگد.
سون جی یون (Park Ha Sun) به خاطر کار جدید همسرش به عنوان یک خدمتکار به یک شهر کوچک نقل مکان می کند. کم کم زندگی برای او در این شهر کوچک خسته کننده می شود. اما زندگی کسل کننده او پس از دیدار با یون جونگ وو (Lee Sang Yeob) که یک معلم زیست شناسی مدرسه است دچار هیجان و تغییرات میشود…
این داستان علمی تخیلی تلاش دو پسر را برای احیای بشریت پس از بحران مرموزی که همه را برای هزاران سال به سنگ بدل کرده نشان می دهد.