داستان بدبختترین فرد روی زمین و کسی که باید دنیا را از خوشبختی نجات دهد را دنبال میکند.
قبل از تبدیل شدن به گروه «آدمهای بد»، آنها فقط جنایتکارانی بودند که به دنبال شهرت بودند. ولف گروه آنها را در سرقتهای جسورانهای رهبری میکند که در صدر فهرست بدترینهای برنامهی «شش خبر شبانه» قرار میگیرند، اما واقعاً بد بودن نقطه قوت آنها نیست.
راب، یک یاغی ساکسون، و ماریان، یک زن اشرافزاده نورمن، پس از فتح نورمنها برای مبارزه با بیعدالتی متحد میشوند. راب رهبری یک گروه شورشی را بر عهده دارد در حالی که ماریان به دربار فاسد نفوذ میکند و هر دو برای عدالت و صلح تلاش میکنند.
تئو برای رسیدن به استقلال خانه را ترک میکند، اما با چالشهای زندگی بزرگسالی روبهرو میشود: جریمهها، مشکلات مربوط به پدرش و کلاهبرداری. او به همراه بهترین دوستش، جانی، از طریق اشتباهاتش یاد میگیرد که خانواده از همه چیز مهمتر است.
ریو اوزاکی (Ryo Uzaki) بعد از اینکه پدرش تو یه تصادف ناخواسته میمیره، دلش میخواد وکیل بشه. میره سر کار تو دفتر حقوقی صلح (Peace Law Office)، ولی خیلی زود گیر مشکلات میافته. اما اونجا پره از وکیلای «قاتلصفت» که به جای اینکه منتظر موکل بمونن، خودشون میرن دنبال دعوا و دردسر تا دادگاه راه بندازن. اینا دنبال پولن یا عدالت؟ این گروه غیرعادی وکیلها هر کاری میکنن تا موکلشون برنده بشه.
یه زمانی، هفت تا بزرگ (Great Seven) تو سرزمینهای خودشون تو دنیای جادویی و عجیب «توئیستد واندرلند» (Twisted-Wonderland) حکومت میکردن. کارای افسانهایشون اونقدر معروف بود که مدرسه جادویی معتبر «نایت ریون کالج» (Night Raven College) هفت تا خوابگاهش رو بر اساس اونا ساخت: ملکه قلبها (Queen of Hearts)، پادشاه حیوانات (King of Beasts)، جادوگر دریایی (Sea Witch)، جادوگر شنها (Sorcerer of the Sands)، ملکه زیبا (Fairest Queen)، پادشاه زیرجهان (King of the Underworld) و پری خاردار (Thorn Fairy). اما یوکن (Yuken) – که همه بهش میگن یو (Yu) – دانشآموز دبیرستانی، تا همین الانشم خبر نداشت همچین دنیایی وجود داره، تا اینکه یهو وسط مراسم ورود نایت ریون کالج پرت میشه اونور. حالا باید بدون ذرهای جادو، با هیولاها، جادوگرای شیطون در حال تمرین و ماجراهای مرموز روبهرو بشه. آیا یو اصلاً راهی برای برگشتن به دنیای خودش پیدا میکنه؟
دختری به اسم رینه که هیچوقت چهرهی آدمای دیگه رو نمیبینه. رینه که تو خونهای به دنیا اومده که کارشون سرکوب کردن چیزای عجیب و غریبه، داره میره سر اولین ماموریتش، ولی یهو با یه دشمن خیلی عجیبتر از چیزی که فکر میکرد روبهرو میشه و حسابی گیر میافته. بعدش یه مرد مرموز به اسم جوگم نجاتش میده و رینه میفهمه که نه فقط دنیای خودش، بلکه همهی دنیاها – که بهشون میگن «جهانهای ضربهای» – دارن تهدید میشن. رینه با جوگم راه میافته و تو سفر به دنیاهای رو به نابودی، کمکم با آدما پیوند میخوره و دوست میشه.
در سال ۱۹۶۲، زوجی به همراه پسرشان به دری، مین نقل مکان میکنند، درست زمانی که پسری جوان ناپدید میشود. با ورود آنها، اتفاقات بسیار بدی در شهر رخ میدهد.
داستان درباره یک جامعه مخفی است که موجودات ماوراء طبیعی مانند جادوگران، خونآشامها و گرگینهها را ردیابی میکند.
در حالی که یک قاتل زنجیرهای زوجها را هدف قرار میدهد و در ایتالیا وحشت ایجاد میکند، مقامات پروندهای از سال ۱۹۶۸ را بررسی میکنند که ممکن است کلید یافتن هیولای فلورانس باشد.