دانته، که به واسطهی طبیعت دوگانهی نیمههیولا و نیمهانسانیاش گویی نفرین شده است، ناچار است باقی عمر خود را به نبرد با نیروهای اهریمنی – یعنی شیاطین – بگذراند. این شیاطین موجوداتی بزرگ، مکار، چیرهدست و حتی جذاب توصیف میشوند. بر همگان آشکار است که شیاطین در اشکال و ابعاد گوناگون ظاهر میگردند و سرانجام کسی باید آنها را به دوزخ بازپس فرستد. خوششانسی دانته در این است که زره یا پوست هیچیک از آنها آنقدر مقاوم نیست که در برابر شمشیر خونخوار او، «رِبِلیون» (طغیان)، تاب بیاورد، و یا آنچنان چابک نیستند که بتوانند از تیررس کلتهای همواره مسلحش، «اِبونی و آیوری» (آبنوس و عاج)، بگریزند. دانته نیز از انجام این وظیفه ابایی ندارد، بهویژه اگر پای پاداش مالی در میان باشد.
#248
هویی و رایلی به همراه پدر بزرگشون به حومه شهر میروند و آن جا شاهد خوشونت های زیادی میشوند و نمیتوانند آن را هضم کنند و به سمتش کشیده میشوند…
10 سال پیش به طور مرموزی یک دیوار غیر قابل نفوذی به دور شهر توکیو پدیدار شد و از آن موقع به بعد افرادی قدرت هایی ماوراءالطبیعه به دست آوردند و شخصیت داستان هِی (Hei ) و دختری نابینا به نام يين (Yin) و یک رابط در سازمانی مرموز کار می کند در پی حقیقت پشت آن دیوار هاست که شهر را مثل منطقه ای قرنطینه تبدیل کرده.
این سری در سال ۲۰۰۳ از روی یک بازی بسیار موفق با همین نام ساخته شد … شخصیت پردازی کاراکترهای این داستان کاری از Yasuhiro Nightow است که خالق کاراکترهای انیمه مطرح TriGun بوده . اولین قسمت داستان در آینده می گذره و از قسمت دوم داستان با یک فلش بک ۱۳ ساله مواجه میشیم که چگونگی روند رسیدن داستان رو به همچین موقعیتی روشن می کنه . براندون و هری ، دو دوستند که مشغول خلافهای کوچیکند … بر طبق اتفاقاتی ، این دو وارد یک سازمان مافیایی بزرگ میشند و موسس این گروه مافیایی با نام Big Daddy اونها رو زیر پر و بال خودش می گیره … هری ، بسرعت پله های ترقی رو در سازمان طی می کنه اما …
#39
یاگامی لایت” دانش آموزی بسیار باهوش، یک روز حین کلاس سقوط دفترچه ای را از آسمان مشاهده می کند. پس از اتمام کلاس دفترچه را برداشته و محتویات آن را می خواند. در دفترچه نوشته شده: ” اسم هر کس در این دفترچه نوشته شود آن شخص خواهد مرد”. لایت ابتدا باور نمی کند اما پس از تست کردن دفترچه روی یک خلافکار با سابقه، به صحت آن یقین می یابد. از آن روز به بعد لایت تصمیم میگیرد که دنیا را از گناه و زشتی پاک کند و برای تحقق بخشیدن به این هدف خلافکارها را نفر به نفر به قتل می رساند و...
آیانو وارث خاندان کانناگی است. کازوما، پسر عموی آیانو، پس از شکست در مبارزه با او، از خاندان اخراج میشود. او فرار میکند و نام خانوادگی خود را تغییر میدهد. کازوما با روح باد قرارداد میبندد و به یک کاربر قدرتمند باد تبدیل میشود. چهار سال بعد، او به خاندان کانناگی بازمیگردد. قتلهای اخیر در خاندان کانناگی توسط یک کاربر باد قدرتمند انجام میشود. کازوما ادعای بیگناهی میکند، اما در حال آماده شدن برای جنگ با خاندان کانناگی است.
یست و شش سال پیش دانش آموزی به نام میساکی در یک کلاس سال سوم راهنمایی درس میخواند. او شاگردی ممتاز بود و در ورزش هم خوب بود. همچنین گیرایی و جذابیتش او را در بین همکلاسی هایش محبوب ساخته بود. وقتی او به طوری ناگهانی میمیرد، همکلاسی های او تصمیم میگیرند که تا هنگام فارق التحصیل شدن طوری به رفتارشان ادامه بدهند که انگار او هنوز زنده است. سپس، در بهار سال ۱۹۹۸، پسری به نام ساکاکیبارا کویچی به آن کلاس منتقل میشود، و جو ترسناک آنجا باعث براگیخته شدن شکش میشود. مخصوصا به دختری زیبا و گوشه گیر به نام مـِی میساکی که چشم بندی برچشم خود دارد و همیشه درحال نقاشی است. چیزی طول نکشید که کلاس ۳-۳ درگیر اتفاقاتی شد که…
#196
دو سامورایی جنگجو به نامهای موگن و جین، با دختری 15 ساله به نام فوو ملاقات میکنند. فوو جنگجویان را در یک سفر به چندین مکان مختلف ژاپن برای یافتن ساموراییای که بوی آفتابگردان میدهد، رهبری میکند. این سه شخصیت منحصربهفرد نمی دانند که سرنوشت آنها را به کجا خواهد برد.
#16
دو برادر مادرشان را به دلیل یک بیماری لاعلاج از دست می دهند. آنها با نیروی علم کیمیا، از دانشی ممنوع برای برانگیختن مادرشان استفاده می کنند. اما کار آنها با شکست رو به رو می شود و به عنوان مجازاتی برای استفاده از این گونه کیمیا، برادر بزرگتر، "ادوارد الریک" پای چپش و برادر کوچکتر، "الفونس الریک" تمام بدنش را از دست می دهد. "ادوارد" برای نجات برادرش دست راستش را قربانی می کند و می تواند روح برادرش را به یک زره کامل پیوند بزند و "ادوارد" با کمک یک دوست خانوادگی اعضای بدن فلزی، "اتومیل"، را دریافت می کند تا آنها را جایگزین اعضای از دست رفته اش کند. با این کار او سوگند یاد می کند که به دنبال "اکسیر" بگردد تا خود و برادرش را به بدن های اولشان بازگرداند، حتی اگر این بدین معنا باشد که او یک "کیمیاگر ایالت" شود، یعنی کسی که از کیمیا برای ارتش استفاده می کند.
#185
داستان انیمیشن در مورد گروه جوانی است که توسط چهار ابرا قهرمان بت من ، فلش ، آکوا من و گرین آرو آموزش دیده اند تا در برار دشمنان مقابله کنند . البته رهبر اصلی عدالت جویان کسی نیست جز سوپر من محبوب . این انیمیشن با داستانی زیبا و کارکتر های محبوب می تواند شما را به حال و هوای شیرین دوران کودکی ببرد . البته داستان این انیمیشن اینقدر جذاب است که هر رده سنی را می تواند به خود علاقه مند کند.