تاکائو کاسوگا، پسریه که عاشق خوندن کتابه ، مخصوصا کتاب " Les Fleurs du Mal " اثر " شارل بودلر " ، نویسنده ی فرانسوی . توی مدرسش دختری به نام " سائکی ناناکو " وجود داره که بدون اینکه اون خبر داشته باشه ، دوستش داره . یه روز کتابش رو توی مدرسه جا می ذاره ، واسه همین سریع بر می گرده مدرسه تا ورش داره . توی کلاس ، نه تنها کتاب خودش رو پیدا می کنه ، بلکه لباس ورزشی سائکی رو هم اونجا می بینه ، شدیداً وسوسه میشه و اون رو می دزده .حالا همه توی کلاس می دونن که " یه آدم منحرف " لباس سائکی رو دزدیده ، واسه همین کاسوگا از احساس گناه و شرمساری نمی دونه باید چی کار بکنه . از طرف دیگه ، عجیب ترین و ترسناک ترین دختر توی کلاس که هیچ دوستی هم نداره ، " ناکامورا ساوا " اون رو موقع ی ای که داشته لباس رو می دزدیده ، دیده . ولی به جای اینکه این راز رو فاش بکنه ، ازش سوءاستفاده می کنه تا کنترل زندگی کاسوگا رو کاملا توی دست هاش بگیره . حالا این امکان وجود داره که اون بتونه با وجود دخالت های ناکامورا ، به سائکی نزدیک بشه ؟ اون هم با وجود این راز ؟ ناکامورا دقیقا چه قصدی داره و می خواد با کاسوگا چی کار بکنه ؟
داستان این مینیسریال به نوعی بررسی فعالیتهای سازمان سیا در یک دوره 40 ساله، یعنی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی است …
جومونگ وقتی متوجه میشه که برادران ناتنیش قصد کشتن و از صحنه خارج کردن اون رو دارند تلاش می کنه که انتظارات و پدر و مادرش ( شاه و ملکه دوم ) رو برآورده کنه و شروع به ساختن خودش می کنه تا جایی که مهارت هاش در هنرهای رزمی و استراتژی های ذهنیش در بالاترین حد ممکن قرار می گیره ولی پرنس جومونگ هنوز تشنه یادگیری هست . اما درست در این زمان پرنس متوجه رازی خانوادگی میشه که خیلی چیزهارو عوض می کنه و جومونگ رو در راهی قرار می ده که بازگشتی نداره .این سریال داستان جومونگ موسس امپراتوری گوگوریو در ۳۷ سال قبل از میلاد مسیح است.او پسر ژنرال« هائه موسو» و «بانو یوهوا»بود .پادشاه «گوم وا» سرپرستی جومانگ و مادرش را پس از قتل پدر جومانگ برعهده گرفت که گمان می رفت به دست سلسله «هان» به قتل رسیده است.«سوه ساه نو» دختر یک بازرگان بود که به جومانگ در تحقق رویایش در جهت بنیانگذاری یک کشور جدید کمک کرد و بعدها همسر دوم او شد...
بعد از انفجار کارخانه تولید مواد شیمیایی شهر، گروهی از دانش آموزان دبیرستانی تلاش دارند تا به مبارزه علیه یک بیماری جهش یافته که خوی درندگی را در انسان زنده میکند، بپردازند اما...
داستان سریال در یک محله ایرلندی در پراویدنس می گذرد که دو برادر در دو طرف مقابل قانون قرار دارند. یک گانگستر (جیسون ایساکس) و از سوی دیگر یک سیاستمدار (جیسون کلارک)...
شیمازو تویوهیسا، جنگجوی سامورایی، در حالی که در نبرد سکیگاهارا درگیر است، به شدت زخمی می شود. پس از آن، او خود را در دنیای دیگری می یابد، جایی که با جنگجویان بزرگ دیگری از سراسر زمان ملاقات می کند. این گروه از جنگجویان Drifters نامیده می شوند و ماموریت دارند تا این دنیا را از Ends، گروهی از جنگجویان قدرتمند که به دنبال تصرف جهان هستند، نجات دهند.
یک روانشناس به شهر دوران کودکیش باز میگردد تا بدنبال برادر دوقلویش و چند بچه دیگر شهر که در سال ۱۹۸۰ ناپدید شدهاند باشد، همچنین او قصد دارد تا چگونگی پخش برنامه های تلویزیونی عجیب و غریبی که در همان سال در حال پخش بودند را بررسی کند...
در هر نسل، یک برگزیده ظهور میکند. او تنها کسی است که در مقابل خونآشامها، اهریمنها و نیروهای تاریکی میایستد. او همان شکارچی است. بوفی سامرز (Buffy Summers)، برگزیده است؛ تنها دختری در کل دنیا که توانایی و مهارت مبارزه با خونآشامها را داراست. او با یاری دوستان نزدیکش، ویلو، زاندر و ناظرش، گایلز، در تلاش است تا میان وظایف شکارچیگری، زندگی خانوادگی، حفظ دوستیها و روابط شخصی خود توازن برقرار کند.
داستان این سریال در مورد جراح قلبی می باشد که زندگی اش رو به تباهی می رود بطوری که او انتظارش را ندارد. حالا او از یک جراح معروف به دکتری معمولی در شهری کوچک تبدیل می شود…
ونسا هلسینگ، از اقوام دور شکارچی خون آشام معروف، آبراهام ون هلسینگ است، تنها بازمانده برای پیدا کردن مابقی خون آشام ها در سراسر حهان. او آخرین امید بشریت است تا یک حمله را رهبری کند تا آن چیزی که گمشده است را برگرداند...