چهار مرد برای اینکه زندگی شان از حالت یکنواخت همیشگی خارج شود، یک گروه در محله شان تشکیل می دهند تا به نگهبانی از آنجا بپردازند. اما بصورت تصادفی متوجه می شوند که محله آنها همینطور تمام شهر پر شده از بیگانه های فضایی که ظاهری مشابه انسان های معمولی دارند و آن ها تصمیم می گیرند زمین را از حلمه آن ها نجات دهند…
زوج جوانی به نام «جیمی» و «لیزا» بسته ای بی نام و نشان حاوی یک عروسک خیمه شب بازی به نام «بیلی» دریافت می کنند. چندی بعد لیزا به طرز مشکوکی به قتل می رسد و «جیمز» برای کشف راز قتل «لیزا» به شهر زادگاهش می رود…
پپیتر هایمن ( رابرت داونی ) قرار است تا چند روز دیگر پدر شود و برای همین تصمیم دارد سر وقت خود را به همسرش برساند . پیتر در یک سفر جاده ای به ناچار همراه مردی بنام ایتان ترمبلی ( زاک گالیفیانکیس ) می شود . ایتان مردی بلند پرواز است که مشتاق بازیگری است و در این سفر آنها به ماجراهای جالب زیادی کشیده می شوند …
رز یک دمپایر است ( دمپایر ها از ازدواج خون آشام و انسان به وجود آمده اند.) او نگهبان لیزا که پرنسس آینده ی خون آشامان است می شود ولی بنا به اجبار مدتی است که از آکادمی که محل زندگی خون آشامان و دمپایر ها است فرار کرده اند و …
داستان در مورد یک زندانی سابق هست که پسر 15 ساله ای را می بیند و بین رستگاری و تباهی می ماند…
فیلم داستان یک روزنامه نگار زن را روایت میکند که از سوی ۴ مرد غریبه مورد تجاوز قرار میگیرد و با نقشه هایی حساب شده از آنها انتقام میگیرد...
داستان یک گروه ویژه پلیس را دنبال میکند که برای دستگیری مجرمی خطرناک وارد ساختمانی می شوند که پر از افراد جنایتکار است اما متوجه می شوند توسط یکی از افراد خودی فریب خورده و در خطری مهلک گرفتار شده اند و باید برای نجات جانشان تا سرحد مرگ مبارزه کنند داستان این قسمت از فیلم دو ساعت پس از آخرین اتفاق در که در قسمت اول فیلم افتاد دنبال می شود و …
پسری با دروغ و خود را بزرگ نشان دادن مربی گری یک تیم بزرگ هاکی را به عهده می گرد اما او هیچ چیز از هاکی نمی داند که …
«ویلیام بلیک» (دپ) در دفاع از خود مردی را می کشد و با سرخ پوستی به نام «نوبادی» (فارمر) آشنا می شود که او را به جای «ویلیام بلیک» شاعر انگلیسی می گیرد. «بلیک» فکر می کند سرخ پوست می تواند در سفر طولانی اش به دنیای ارواح، راهنمای او باشد...
«جان کانستنین» به خاطر ارتباطش با موجودات ماورای طبیعی شهرت دارد. او به خاطر خودکشی یک بار به جهنم رفته است، اما دوباره به زندگی بازگشته تا شاید با انجام اعمال خوب، جایی در بهشت برایش پیدا شود. بعد از داخل شدن در یک سری از ماجراها، او در میابد که شیاطین قصد دارند با شکستن محدودیتها به دنیایی انسانها وارد شوند و او پا در راهی می گذارد که نهایتا به نبرد مستقیم با شیطان منتهی می شود.