فصل دوم وبتون "قاتل جون" در حالی آغاز میشود که جون، نویسنده آن، به طور ناخواسته با استفاده از طرح داستانی خود، باعث وقوع حملات تروریستی واقعی میشود.
داستان دربارهی دستیار جوانی است که برای فرار از گذشتهی خود به روستایی نقل مکان میکند و در آنجا با پروندهی یک بیمار نوجوان درگیر میشود. این پرونده باعث میشود که خاطرات تلخ گذشته دوباره به سراغ او بیایند.
داستان درباره دو رئیس باند تبهکاری در شهر نیویورک است که قبلاً با هم دوست بودند، اما اکنون به دلیل حسادت و خیانت، با یکدیگر دشمن شدهاند و برای تسلط بر شهر، با یکدیگر میجنگند.
زندگی معمولی مردی که زمانی جنایتکار بوده، با حضور ناگهانی خانواده قدیمی اش برای دیداری طولانی، به کلی دگرگون می شود.
باب، انقلابی سابق و پارانویایی، همراه دختر مستقلش، ویلا، در انزوا زندگی میکند. با ظهور مجدد دشمن شرور باب و ناپدید شدن ویلا، باب برای یافتن دخترش تلاش میکند، در حالی که هر دو باید با عواقب گذشتهٔ خود مواجه شوند.
سرنوشت جهان در آستانه نابودی قرار گرفته است، چرا که ارن نیروی نهایی تایتانها را آزاد کرده است. او با ارادهای پولادین برای نابودی تمام کسانی که الدیا را تهدید میکنند، سپاهی شکستناپذیر از تایتانهای عظیمالجثه را به سوی مارلی رهبری میکند.
بتمن با تهاجمی از سوی جهانی دیگر، که ژاپنی موازی است و لیگ عدالت مختص به خود را دارد، مواجه می شود.
دو برادر دوقلو که میخواهند زندگی پر دردسر خود را پشت سر بگذارند، به شهر زادگاهشان بازمیگردند تا دوباره شروع کنند. اما متوجه میشوند که شرارت بزرگتری در انتظار بازگشت آنهاست.
مردی که به دلیل یک بیماری نادر، دردی را حس نمیکند، برای نجات دختری که دوستش دارد و ربوده شده است، از این ویژگی خود به عنوان یک مزیت استفاده میکند.
نوجوانی یتیم، در سفری برای یافتن برادر گمشدهاش، با رباتی رازآلود همراه میشود. در این سفر، او با یک قاچاقچی و دستیار شوخطبعش هممسیر میگردد.