سه بازیگر بداهه که برای کمک به عملیات پلیس استخدام شدهاند، به دلیل عادت به پذیرش بیچونوچرا، ناخواسته وارد دنیای تبهکاران لندن میشوند.
دانشجوی پرستاریِ مراقبتهای تسکینی با آسیب روحی گذشتهاش دستوپنجه نرم میکند که زندگی و کار او را تحتالشعاع قرار داده است.
هنگامی که جوانی مبتلا به بیماری روانی گمان میبرد شاهد یک ربایش بوده است و پلیس سخنان او را باور نمیکند، از سر ناچاری به همسایهاش که نگهبان بازنشسته و دلگیری است، روی میآورد تا در یافتن زن مفقود شده یاریاش کند.
یک شکارچی جوان که از قبیله خود رانده شده است، در مسیر جستجو برای یافتن سرسختترین دشمن، همپیمانی دور از انتظار مییابد.
ژاژا کوردا، بازرگان ثروتمند، تنها دخترش را که یک راهبه است، به عنوان تنها وارث املاکش تعیین میکند. کوردا که در آستانه آغاز سرمایهگذاری جدیدی است، به همراه دخترش به زودی هدف دسیسهچینی سرمایهداران جاهطلب، تروریستهای خارجی و آدمکشهای مصمم قرار میگیرند.
نویسندهای در حال طلاق با یک قاتل زنجیرهای بازنشسته دوست میشود که روزها مشاور ازدواج او و شبها مشاور نگارش کتابش درباره قتل میگردد.
هنگامی که جیسون هوچبرگِ بیستوچهار ساله برای گذراندنِ آخرِ هفتهی مشاوران به اردوگاهِ محبوبش، پینوِی، میآید، مهمترین دغدغهاش احساسِ ناهمگونی با همکارانِ نوجوانش است. او بیخبر از آن است که یک قاتلِ نقابدار، جان و کتی، صاحبانِ اردوگاه را به قتل رسانده و اکنون در تدارکِ حملهای دیگر است.
زنی در سیارهای دورافتاده از خواب برمیخیزد و متوجه میشود که تمامی خدمه ایستگاه فضاییاش به شکلی بیرحمانه به قتل رسیدهاند. جستوجوی او برای یافتن علت این حادثه، مجموعهای هولناک از اتفاقات را رقم میزند.
ورود ناگهانی دختر جوانی که ادعا میکند موجودی از او تغذیه میکند به مطب روانپزشکی جردن و مادرش، آنها را وادار به یافتن راهی برای متوقف کردن آن نیرو پیش از تسخیر کامل دختر میکند.
بعد از اینکه یک مه کشنده بیشتر بشریت را نابود کرد، یک سازمان مرموز تلاش میکند تا آنچه از نوع بشر باقی مانده است را نجات دهد.