خانم و آقای وارن به شمال لندن سفر میکنند تا به مادری همراه با ۴ فرزندش، برای رهایی از شر ارواح و شیاطین کمک کنند…
« هارولد » ( لويد ) به دنبال تهديدهاى نامزدش ( ديويس ) رهسپار لس آنجلس مى شود تا پول پارو كند اما به جايى نمى رسد. تا اين كه دختر خود را به شهر مى رساند. و حالا « هارولد » كه بايد، واقعا، خودى نشان بدهد در قبال 1000 دلار حاضر به شركت در نمايشى تبليغاتى / قهرمانى مى شود: بالارفتن از ديوار ساختمان 12 طبقه ى فروشگاه، بدون هيچ گونه وسايل ايمنى...
دو خاندان »مانتاگيو« و »کاپولت« با يک ديگر دشمني ديرينه دارند، اما در اين ميان عشق دو جوان، »روميو« (وايتينگ) از خانواده ي »مانتاگيو« و »جوليت« (هاسي) از خانواده ي »کاپولت«، اوضاع را پيچيده تر مي کند و فرجامي خونين در پي دارد…
در روز پس از تسلیم آلمان در می 1945 گروهی از اسرای جنگی جوان آلمانی تحویل مقامات دانمارکی شدند. این اسرا به سواحل غربی دانمارک فرستاده شده و در آنجا به آن ها دستور داده شد تا بیش از دو میلیون مینی را که آلمانی ها در شن و ماسه امتداد ساحل کار گذاشته بودند را پاکسازی نمایند. با دست برهنه خود و در حال خزیدن بین شن و ماسه و تحت فرماندهی گروهبان دانمارکی، کارل لئوپولد راسموسن (رولاند مولر)، این پسرها مجبور به انجام این کار خطرناک بودند و ...
آلیس پس از اینکه نامزدش با دختر دیگری آشنا می شود، تصمیم می گیرد زندگی مجردی در نیویورک را تجربه کند و در این راه از راهنمایی دوست عجیبش به نام رابین نیز بهره می برد و..
بعد از اتفاقات انتقامجویان: عصر اولتران دولتهای جهان قانونی را وضع میکنند که طی آن فعالیتهای تمامی ابرقهرمانان کنترل میشوند و آنها بایستی برای دولت کار کنند. کاپیتان آمریکا و مرد آهنی که در مورد این قانون نظرات متفاوتی دارند، مقابل یکدیگر میایستند...
این فیلم، بی وفایی فرزند نسبت پدر و مادر را نشان می دهد. وقتی زوجی سالخورده خانه خود را از دست می دهند، هیچ یک از پنج فرزند آنها نمی پذیرد پدر و مادر خود را تحت سرپرستی خود بگیرد به همین دلیل آنها مجبور به جدایی می شوند و...
ويسکانسين، بيستم اوت سال 1977. «جني هيدن» (آلن) بيوه اي جوان است که شبي نوري آبي رنگ وارد اتاقش مي شود و کم کم شکل و شمايل و مشخصه هاي همسر مرحومش را به خود مي گيرد. اين موجودي بيگانه (بريجز) است، که سعي مي کند. با «جني» ارتباط برقرار کند...
سال 1830. در نمايش دكتر كاليگارى (كراوس)، خوابگردى به نام سزار (فايت) پيشگويى مىكند. از جمله در شبى كه آلن (تواردوسكى)، فرانسيس (فهئر) و جين (داگوفر) (دو دانشجو و دخترى كه هر دو دست میدارند) به ديدن نمايش آمدهاند، طالع آلن را مىبيند و پيشبينى مىكند كه او خيلى زود خواهد مرد...
این فیلم 3 ساعت و 55 دقیقه ای داستان زندگی "ناپلئون" فرمانده فرانسوی از دوران جوانی تا اوایل دوران نظامی او است...