همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
میکل، سرآشپزی جوان و نامدار است که پس از 30 سال، ناگهان متوجه میشود پدرش که همه فکر میکردند مرده است، هنوز زنده است. اما پدر او حافظهاش را از دست داده و میکل باید با این چالش جدید در زندگی خود روبرو شود.
در ابتدای قرن بیستم، یتیمی به نام آندریاس اِگِر به درهای فرستاده میشود و بیشتر عمر خود را در آنجا میگذراند. او در طول هشت دهه زندگی، فقر، جنگ و خشونت را تجربه میکند، اما لحظاتی از شادکامی و عشق را نیز میچشد...
سال پیش، قاتلی به رئیس مافیای چینی، یو، حمله میکند. همسر یو، شینگنام، برای پیدا کردن قاتل، چایی و کام را مامور میکند. چایی، قاتل را که میو، دوست دوران کودکیشان است، پیدا میکند. او برای نجات میو، به فرار او از هنگ کنگ کمک میکند...
حرص و طمع سیریناپذیر، نفرت و توهم، جنایاتی هستند که زندگی در نهایت مجازات آنها را به ارمغان میآورد. چه کسی نقش چه کسی را بازی میکند؟ هیچ کس نمیداند. "خوک، مار و کبوتر"، داستانی سنتی چینی است که میتواند وضعیت چن کوی-لین، شخصیت اصلی این فیلم را منعکس کند...
آخرین ساختهی ژان-لوک گدار برای فیلمی است که هرگز ساخته نخواهد شد. این فیلم مجموعهای از کلاژها بر روی کاغذ عکاسی است و به زندگی چارلز پلیسنیه، شاعر و سوررئالیسم بلژیکی میپردازد که در سال 1937 از حزب کمونیست اخراج شد...
یک شبه نظامی بازنشسته ایرلندی شاهد تیراندازی مرگبار به همسر باردارش توسط یک افسر SAS است. پس از اینکه SAS را فریب می دهد، اکنون مجروح شده و گمان میرود که مرده باشد، فرار میکند و انتقام خود را به خیابانهای تاریک و پارانوئیدی لندن دهه 1970 میگیرد...
گروهی از دوستان برای یافتن کلبهای گمشده به کوهستانهای اسکاتلند سفر میکنند. اما هنگامی که از تمدن دور میشوند، اتفاقی غیرمنتظره رخ میدهد و تصمیم اشتباهی که میگیرند، باعث سوءظن، خیانت و قتل میشود....
مایا و جیمی زوجی هستند که از کابوس شهری خود به آرامش روستایی ایرلند پناه می برند. اما اجنه بدخواه و قاتل در جنگلهای باستانی و باغ جدیدشان کمین کردهاند...
در سال 1963، پاتریشیا ویر هجده ساله ربوده شد و به طرز وحشیانه ای مورد تجاوز قرار گرفت. تریش عهد می بندد انتقام خود را از فرد متجاوز بگیرد. اما سیستم حقوقی آمریکا او را شوکه می کند...
در دهه ۱۹۷۰، زنان غواصی به نام «هانئیئو» در روستای کوچک گچون زندگی میکردند. آنها برای امرار معاش، زیر آب به جمعآوری آبزیان میپرداختند. اما با ساخت چند کارخانه در نزدیکی ساحل، منابع آبزیان کاهش یافت و هانئیئوها با مشکلاتی در زمینه امرار معاش خود روبرو شدند. آنها مجبور شدند به تجارت قاچاق در آب روی بیاورند. اما تجارت قاچاق در روستای آنها آنقدر بزرگ شد که کنترل آن از دست رفت و این روستای آرام به تدریج از هم پاشید...