همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
داستان فیلم بر روی مردی 50 ساله تمرکز دارد که یک پدر تنها است و به تازگی عاشق زن 26 ساله ای شده است. این موضوع در نهایت باعث نارضایتی خانواده و همسر سابقش می شود…
زمانی که یک پیرمرد ثروتمند بطور غیر منتظره فوت می کند تمامی اموالش را برای پرستار جدیدش "کیتی فرانکلین" به ارث می گذارد، اکنون پای "کیتی" به دنیایی از فریبکاری، دروغ و قتل کشیده می شود. او برای زنده ماندن باید از انگیزه همه باخبر شود، حتی کسانی که او را دوست دارند ...
این فیلم ما را از زندگی آشفته و غریب لودویگ ون بتهوون ، از جمله سالهای ابتدایی وی که به “لویی” معروف بود ، عبور می دهد تا اینکه سرانجام در پایان قرن هجدهم راهی وین شد تا موسیقی خود را مطالعه و توسعه دهد.
یک فیلمساز یک ستاره سینما را می رباید و در حالی که این ستاره به دنبال دخترش می گردد ، کارگردان فیلم جستجوگر ناامیدکننده را در زمان واقعی برای فیلم پرطرفدار بعدی خود فیلم می گیرد.
این مستند (با حضور لئوناردو دیکاپریو) یک نگاهِ عمیق به اینکه چگونه تغییر کردنه آب و هوا، بر محیط زیستِ ما تاثیر میگذارد، جلوگیری از مرگ گونه های بومی در معرض خطر و اکوسیستم در سراسر این سیاره، یکی از اهداف این مستند می باشد.
داستان دربارهی ناپل است که در سن پنجاه سالگی قرار دارد ، او رهبری گروهی از اولتراها را برعهده دارد که تمام زندگیشان را در ورزشگاه گذراندهاند و اتفاقات زیادی را تجربه میکردهاند که…
چمن کولی یک مرد مجرد 30 ساله ولی کچل می باشد که دنبال یک زن جذاب می گردد. با اینحال یک ستاره شناس به وی اخطار می دهد که اگر تا سن 31 سالگی موفق به یافتن همسر نشود ، تا ابد مجرد خواهد ماند...
همه چیز از باران و توفان آغاز میشود. پدری برای پسرش داستانی اسطوره ای را نقل میکند؛ داستانی به غایت غریب که اما خیلی زود باورش میکنیم. در چند بخش زندگی شخصیت اصلی را شاهدیم: در اوایل قرن بیستم با یک کودک و مادربزرگ وحشیاش که در روستایی به نام تومباد (Tumbbad) در زنجیر نگهداری میشود روبرو هستیم، اما این مادربزرگ راز گنج و محل آن را میداند. این پسر به هنگام ترک آنجا با مادرش به او قول میدهد که هیچ گاه به تومباد بازنگردد، اما در اپیزود بعد او بازگشته و راز گنج را از مادربزرگش میپرسد و این آغاز ماجرای پر پیج و خمی است که این مرد را به هزارتوی وحشتناکی میکشاند؛ هزار توی حرص و آز.
دو رفیق پایه و شوخ طبع تصمیم می گیرند به سفری طولانی بروند و کلی خوش گذرانی بکنند و برای این سفر نقشه هایی دارند. آن ها با استفاده از دوربین های مخفی می خواهند با مردم شوخی کنند و سر به سر آن ها بگذارند که البته شوخی چندان جالبی به حساب نمی آید اما آنها بخوبی از عهده ی این تصمیم توام با ریسک بر می آیند …