همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
یک موزیسین جوان به نام رومی، به دنبال حقیقت در مورد نور بیگم، چهره گوشهنشین و نماد موسیقی کشمیری است. نور که زمانی اولین خواننده زن رادیوی این منطقه با نام «زبا» بود، با سفر خود از سکوت به ترانه، موانع اجتماعی را در هم شکست. همانطور که رومی گذشته او را کشف میکند، «آهنگهای بهشت» میراثی از سرپیچی، انعطافپذیری و قدرت صدایی را آشکار میسازد که از فراموش شدن سر باز زد.
یک کشاورز شیلیایی در قرعهکشی ملی برنده میشود، اما متوجه میشود که بلیتش از بین رفته است. او با خانواده و دوستانش راهی سفری میشود تا جایزه خود را به دست آورد.
یک فیلم مستند بلند که به بررسی و ستایش ظهور یک بوکسور فروتن اما بااراده و کمالگرا میپردازد؛ کسی که با پیروزی از زیر سایه طولانی محمد علی بیرون آمد تا قهرمان سنگینوزن جهان شود و عظمت را به شیوه خودش بازتعریف کند.
نگاه هیپنوتیزمکننده یک راهب فوتشده، چنان بر تودههای مردم تأثیر گذاشته که به برندی سودآور تبدیل شده و اکنون در آستانه قدیس شناخته شدن توسط کلیسای رومانی قرار دارد.
داستان در دهه ۱۹۵۰ میلادی در فرانسه و در نزدیکی رودخانه آرام مارن اتفاق میافتد. زندگی فرانسوا، پسربچهای رویاپرداز و بسیار خلاق، وقتی تغییر میکند که پدرش تصمیم میگیرد در باغ خانه یک قایق بسازد. این کار آغاز ماجراجویی بزرگ خانواده میشود؛ پروژهای مشترک برای ساختن قایقی که آنها را به سوی سفری میان واقعیت و رویا خواهد برد.
اردوی تفریحی یک شرکت در جزیرهی اسرارآمیز به محلی برای ملاقات امیلیا با نامزد سابقش تبدیل میشود. این رویارویی باعث زنده شدن احساسات گذشته و ایجاد تنش میشود. با پیدا شدن جسد یکی از مهمانان، ماجرا به یک پرونده جنایی تبدیل شده و پای اتهامات به میان میآید.
رویداد کشتی حرفهای NXT Heatwave 2025، که توسط شرکت WWE تولید شده است، در تاریخ یکشنبه، ۲۴ آگوست ۲۰۲۵، در تالار یادبود لاول واقع در ماساچوست به صورت زنده پخش شد.
امیلی، دختری جوان، در سال ۱۹۹۴ به یک گروه تئاتر آوانگارد ملحق میشود. او به سرعت جذب سبک زندگی آزاد و دوستانه اعضای گروه شده و احساس میکند که خانواده جدیدی پیدا کرده است. با این حال، رفتهرفته درگیر مناسبات و بازیهای قدرت پیچیدهای میشود که در میان اعضا وجود دارد.
عکاس، آمی ویتاله، در مستندی تلاش دانشمندان برای نجات کرگدنهای سفید شمالی از انقراض را نشان میدهد. تنها دو کرگدن ماده از این گونه باقی ماندهاند و دانشمندان میکوشند تا با ایجاد اولین بارداری نیابتی، آنها را از نابودی کامل نجات دهند.
یک ون کوچک در جادههای جنگزده اوکراین حرکت میکند و شهروندان اوکراینی را که خانههای خود را در خط مقدم جبهه رها کردهاند، سوار میکند. این ون با جابهجایی آنها در میان این چشمانداز ویرانشده به سمت تبعید، به پناهگاهی شکننده و مکانی برای رازها و درد دلهای مسافرانش تبدیل میشود.
یک پلیس مخفی برای نابودی یک باند تبهکار به سریلانکا میرود و در آنجا متوجه میشود که رهبر این گروه برادرش است. این موقعیت او را با یک درگیری اخلاقی بین وظیفه و خانواده روبهرو میکند.
اولین سفر عاشقانه آیریس و آیزاک به عنوان یک زوج با مشکلاتی روبرو میشود. آیریس با این باور که آیزاک همان مرد رویایی اوست و تنها دچار سردرگمی شده، دست به کارهای بهشدت غیرمعقول و مضحکی میزند تا ثابت کند سرنوشت آنها را برای هم قرار داده است.
گروه یک لیگ فانتزی فوتبال با ناپدید شدن یکی از اعضایش، به نام جیانی، بعد از جشن مجردی، دچار مشکل میشود. ورود یک عضو جدید به نام آندریا، پویایی گروه را تغییر میدهد و آنها باید جیانی را پیدا کنند.
کریستوفر، ستاره پاپ، در آستانه رسیدن به شهرت جهانی است، اما با تولد دومین فرزندش از همسرش سسیلی هاگارد، باید بین رویای خود و زندگی خانوادگیاش یک انتخاب سخت انجام دهد.
گاستون پس از شکست از گروهی از پرنسسها، با ملکه شرور و جادوگران شرور متحد میشود تا آنها را نابود کند. پرنسسها با اطلاع از این نقشه، از دوستان خود برای مقابله با او کمک میگیرند.
سومریان، خدایی به نام «اِنکی» را که خدای خلقت و دانش بود، پرستش میکردند. این فیلم این سؤال را مطرح میکند که اگر افسانهها و گذشته حقیقت داشته باشند، چه خواهد شد.
سردار یک برنامهساز رادیویی است که به خاطر جوکهایش مشهور است. یک روز، او برای اینکه به دوستدخترش پیشنهاد ازدواج بدهد، با او شوخی میکند. اما اوضاع آنطور که میخواهد پیش نمیرود. یکی از دوستان مشترک آنها برای آشتی دادنشان، یک سفر تفریحی برای آنها ترتیب میدهد.
بعد از اینکه سلی از کما بیدار میشود، درمییابد که توانایی دروغ گفتن را از دست داده است. دوستش، کستی، این موضوع را فرصت مناسبی برای ساختن یک نمایش تلویزیونی موفق میبیند؛ اما زمانی که تصمیم به تولید فصل جدید برنامه «بازهاوس» میگیرند، همه چیز از کنترل خارج میشود.
دختری که برای مرگ نشانهگذاری شده، باید برای زنده ماندن بجنگد و دزدی کند، و از ترسناکترین مردی که میشناسد - پدرش - یاد بگیرد. اقتباسی از رمان برنده جایزه جردن هارپر.