همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
نیکلاس وینتون که با نام مستعار "نیکی" شناخته میشد، یک کارگزار جوان بورس در لندن بود. او در ماههای قبل از جنگ جهانی دوم، جان بیش از 600 کودک را از چکسلواکی تحت اشغال نازیها نجات داد...
دارتانیان برای نجات کنستانس، که توسط میلدای ربوده شده است، با او متحد میشود. اما با شروع جنگ، آتوس، پورتوس و آرامیس به جبهه میروند و رازهایی از گذشته، پرده از خیانتها برمیدارد و یاران دیرین را رو در روی هم قرار میدهد.
مارگریت و مارگو هر دو 12 ساله هستند و هر کدام خانواده، دوستان، مشکلات و دوران خاص خود را دارند. با این تفاوت که مارگریت در سال 1942 و مارگو در سال 2020 زندگی میکنند. ناگهان، یک صندوق جادویی اسرارآمیز آنها را به دوران یکدیگر میفرستد.
یک دلال هنری بیرحم و نقاش گوشهگیر و دوست دیرینهاش، حاضرند برای نجات خود، همه چیز را به خطر بیندازند و یک نقشه عجیب و غریب و دیوانهوار را اجرا میکنند.
تاکومی و دخترش هانا در روستای میزوبیکی، واقع در نزدیکی توکیو، زندگی میکنند. روزی، اهالی روستا از برنامهای برای ساخت یک کمپینگ در نزدیکی خانه تاکومی مطلع میشوند که به ساکنان شهر امکان میدهد تا به راحتی به طبیعت "فرار" کنند...
مایک و آوا، زوجی بین نژادی که به تازگی ازدواج کردهاند، برای شروع زندگی جدید به خانهای جدید نقل مکان میکنند. اما تاریکی از گذشته، به دنبال آنهاست. یک شر تاریخی که سالها در بند بوده، در حال آزاد شدن است و میخواهد آرامش زندگی آنها را برهم زند. این شر، نه تنها رابطه آنها، بلکه جانشان را نیز تهدید میکند.
جوزف کنراد و سه هنرمند رسواگر دیگر، بعد از یک مهمانی وحشیانه، با جسد مردی روی مبل از خواب بیدار میشوند. آنها هیچ ایدهای ندارند که او کیست، چرا مرده است یا چرا ژاندارم در میزند...
مردی به نام کای (مارک داکاسوس) به بانکوک پرواز می کند ، اسلحه ای به دست می آورد و یک کابین سفارش می دهد. او به راننده زن حرفه ای پول زیادی می دهد تا راننده تمام شب او باشد. اما وقتی او متوجه کای می شود...
یک داستان عاشقانه درباره یک دختر نوجوان و عشق او که اتفاقاً یک مرده است. پس از یک سری اتفاقات وحشتناک که او را به زندگی باز میگرداند، این دو برای یافتن عشق، خوشبختی و چند عضو بدن گمشده سفر خود را آغاز میکنند...
کش تلاش میکند تا زندگی شرافتمندانه و آرامی داشته باشد، اما زمانی که "بیگ کت" او را مجبور به بازگشت به خدمت خود میکند، کش برای محافظت از شهر و تنها خانوادهای که برایش باقی مانده هر کاری میکند...
یک خانواده که در یک تریلر در دل جنگل زندگی میکنند، با شعلهور شدن آتشسوزی در جنگل، ناگهان در موقعیتی بحرانی قرار میگیرند. بقاء و نجات جان، تنها هدف آنها در این شرایط دشوار میشود.
چهار خواهر و برادر با دو چالش بزرگ روبرو هستند: جدایی از برادرخوانده فضاییشان و حفظ رستوران خانوادگی. آنها باید با غم و اندوه و نگرانیهای آینده کنار بیایند و برای حل مشکلات خود راهی پیدا کنند.
رئیس بازرسی در واحد مبارزه با مواد مخدر، با پایبندی به اصول خود به عنوان یک پلیس، جان خود را برای مبارزه با فعالیت های مربوط به مواد مخدر و دستگیری قاچاقچیان به خطر می اندازد.
دو آدم دلزده از عشق در یک عروسی همدیگر را ملاقات میکنند و تا آستانهی برقراری رابطه پیش میروند، اما قبل از آن متوقف میکنند. آنها با این احتمال که شاید این بار عشق واقعی باشد، توافق میکنند که اعترافات صادقانهای در مورد گذشتهی خود با یکدیگر داشته باشند...
تین پس از مرگ همسر برادرش، باید جسد او را به زادگاهش ببرد. در این سفر او دائو را هم همراه خود میبرد. دائو برادرزاده تین است که در حادثهای معجزهآسا از یک سقوط جان سالم به در برده است. فیلم روایت این سفر در مناظر متفاوت ویتنام است.