همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
داستان در یک روستای آرام رخ میدهد؛ جایی که علاقه ساده و بیگناه یک پسر به یک نفر، باعث وقوع حوادثی غیرعادی میشود. مردم روستا معتقدند که این پسر با احساساتش، یک روح را نیز به روستا آورده است.
شیطان هیرانیاکاشیپ به دنبال انتقام از ویشنو است و خود را خدا اعلام میکند. پسرش پرالاد همچنان به ویشنو ارادت دارد. ویشنو در قالب نارسینها ظاهر میشود تا شیطان را شکست دهد و تعادل را بازگرداند.
در سال ۱۸۹۵، اِد دانتس بیگناه به زندان میافتد. او که به حبس در یک زندان منطقهای محکوم شده، برای انتقام گرفتن و فرار از آنجا، مجبور میشود قوانین و شیوههای زندگی یک یاغی را بیاموزد.
بهار سال ۲۰۲۰، پنج دانشجو و دو استاد از «کالج هنر مید اولستر» در جنگلهای شمال ایرلند ناپدید میشوند. اتفاقات روز ناپدید شدن آنها تا به امروز همچنان یک معما است.
یک جوان از یک بیمارستان روانی متروکه بهعنوان پاتوق استفاده میکند تا دختران را از طریق یک اپلیکیشن دوستیابی جذب کرده و به قتل برساند. اما وقتی هدفش دوستدختر دوران کودکیاش میشود، اوضاع برای او پیچیده و بدتر میشود.
این داستان توضیح میدهد که چگونه کتاب «میشل به یاد میآورد»، که خاطرات یک روانپزشک و بیمارش است، موجب آغاز «وحشت شیطانی» در دهه ۱۹۸۰ شد. در این کتاب، با استفاده از روش «درمان بازیابی حافظه» ادعا شده بود که میشل توسط شیطانپرستان بچهدزد ربوده شده است.
دانشجویی به نام رز که در طوفان در خانه درمانگرش گیر افتاده، متوجه میشود که دکتر ریچاردسون و همسرش در زیر ظاهر بهظاهر عادی خود، رازهای تاریکی را پنهان کردهاند.
گروهی از دانشجویان که بهخاطر شرایط بد جوی قادر به رانندگی و رفتن به خانه نیستند و در داخل ساختمان گیر افتادهاند، به زودی خود را مشغول اجرای یک محاکمه جادوگری مدرن مییابند.
پنج دوست جوان که بهشدت به پول نیاز دارند، برای شرکت در یک مسابقه با جایزه ۲۵ هزار دلاری در دارکوب، وارد خانهای ترسناک و قتلزده میشوند. اما خیلی زود خود را درگیر نبردی وحشیانه برای نجات جانشان با یک روانی مذهبی ۲٫۱۳ متری میبینند که با یک پتک، قصد کشتن تمام گناهکاران را دارد.
دو مأمور که برای یک برنامه تلویزیونی در حال فیلمبرداری در جنگل بودند، ناپدید میشوند. با پیدا شدن فیلمهای آنها، مشخص میشود که آنها برای زنده ماندن، درگیر نبردی وحشتناک با موجوداتی شیطانی در دل جنگل بودهاند.
دکتر میشل، وکیلی که بهتازگی طلاق گرفته، برای اینکه بتواند در دوران تعدیل نیرو شغلش را حفظ کند و همچنین حق سرپرستی پسرش را به دست آورد، تصمیم میگیرد خودش را به شکل یک زن درآورد. با این حال، او درمییابد که زندگی در نقش یک زن، سختیهای غیرمنتظرهای دارد.
دینا، دانشجویی که برای تعطیلات به خانه برگشته است، ناخواسته مسئول نگهداری از کودکی میشود. در همین حین، کلانتر شهر با دریافت یک مدرک مرموز، وارد یک تعقیب و گریز میشود تا قاتل یک پرستار بچه دیگر را پیدا کند.
سونا، جیسو و بومی که هر کدام داستانهای متفاوتی دارند، در یک سفر ناگهانی برای بازدید از آرامگاه والدین جیسو، دچار تصادف رانندگی میشوند. این سه نفر شب را در مکانی ناآشنا میگذرانند و از رازهای یکدیگر باخبر میشوند.
داستان درباره دختری به نام چارلی است که به شهر زادگاه مادرِ درگذشتهاش میرود. در آنجا، او کابوسهایی میبیند که از یک راز هولناک پرده برمیدارند و دلیل اصلی دوری مادرش از آن شهر را فاش میکنند.
یک تیم مخفی به فرماندهی وکیلی سابق، با فساد و قاچاق مبارزه میکند. اما با ربوده شدن یکی از اعضای تیم، هدف اصلی آنها از بین بردن دشمنان، به یک انتقام شخصی تبدیل میشود.
داستان درباره خانوادهای است که سی سال پس از جشنی در سال ۱۹۸۴، در جنگل دور هم جمع میشوند. در این دیدار، آنها با راز ثروت و قدرت خود که ناشی از یک پیمان شیطانی است، روبرو میشوند.