همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
یک پسر باهوش متوجه میشود که میتواند با استفاده از یک یادگار خانوادگی، زمان را دستکاری کند. او به زودی با خواهر و برادرش برای بازگشت به زمان جدایی پدر و مادرش، با امید به تغییر نتیجه، متحد میشود.
در دنیایی ویران شده پس از آخرالزمان، دو خواهر برای نجات مادر زخمی خود از پناهگاهشان خارج میشوند. آنها که تنها یک ماشین عضلانی و مهمات اندکی در اختیار دارند، برای رسیدن به supplies نجاتبخش در یک پایگاه دور، با غارتگران بیرحم مسابقه میدهند.
ارین، یک دختر نابغه، جوانترین دانشآموز دبیرستان است. متأسفانه او با انزوای اجتماعی دست و پنجه نرم میکند. زمانی که او با وینستون، همکار دانشمند خود ملاقات میکند، آنها برای اختراع یک ماده شیمیایی که سلسله مراتب دبیرستان را برای همیشه تغییر میدهد، با هم متحد میشوند...
یک زوج جوان که برای جشن گرفتن بهبودی همسرشان به سفر کمپینگ رفتهاند، در یک موقعیت هولناک گرفتار میشوند. آنها باید راهی برای فرار از دست یک دیوانه خطرناک و یک هیولای ترسناک پیدا کنند.
یک گردباد، پر از هیولاهای ماقبل تاریخ، در مثلث برمودا شکل گرفته و به سمت خشکی در حال حرکت است. اکنون شهر باید برای زنده ماندن در برابر این موجودات مرگبار مبارزه کند...
داستان دو شخصیت متفاوت را روایت میکند: آچو، پستچیای که به دلیل سرعت عمل بالا همیشه زودتر از دیگران بیدار میشود و رینکا، عکاسی که به دلیل کندی عمل همیشه چشمهایش را هنگام عکاسی میبندد.
دو جانورشناس در آناتولی در حال سفری تحقیقاتی درباره پلنگ آناتولی منقرض شده هستند. جستجوی آنها برای یافتن پلنگ، آنها را به پرسش از خود و دانستههایشان وامیدارد. آنها بسیار بیشتر از پلنگی که به دنبالش بودند، پیدا خواهند کرد.
مدیری که مسئولیت کلبهای در دل کوههای پوشیده از برف را بر عهده دارد، پی در پی میزبان مردانی است که به این منطقه میآیند. در این منطقه کوهستانی، شکار غیرقانونی به شدت رواج یافته است.
لائو وینگ سز، با این اعتقاد که توانایی نوشتن ترانههای کانتوپاپ، یک هدیه الهی است، تصمیم میگیرد تمام عمر خود را وقف این هنر کند. اما با وجود تلاشهای فراوان، او با موانع بسیاری روبرو میشود و به نظر میرسد که هیچ چیز طبق خواسته او پیش نمیرود. گویی ارادهای برای رسیدن به هدف وجود دارد، اما راهی برای تحقق آن پیدا نمیشود.
داستان دو مرد با زندگیهای متفاوت را روایت میکند. آلکسی که به دنبال یک زندگی جدید به لژیون خارجی میپیوندد و جومو که در زادگاهش برای دفاع از زمین و خانوادهاش میجنگد.
در پی یک ملاقات تصادفی، کتی، زنی جسور و بیباک، مجذوب بنی، عضو یک گروه موتورسواری در منطقه میدوست به نام وندالها میشود. با تبدیل شدن این گروه به دنیای خطرناکی از خشونت و قانونشکنی، بنی ناگزیر به انتخابی دشوار بین عشق کتی و وفاداری به گروهش میشود.