همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
کالی، سگ باهوشی که نقش قهرمان داستان را بر عهده دارد، به همراه فلو، بهترین دوستش، و دوستان جدیدش، هنری، کلئو و پیپای کوچک، توله سگ جک راسل تریر، درگیر پروندهای مرموز میشوند. ناپدید شدن چند سگ اصیل، آنها را بر آن میدارد تا با هم متحد شده و به دنبال کشف راز این اتفاق عجیب برآیند.
تمام ماجرا در سال ۱۹۱۹ آغاز شد، وقتی اوستاپ ترانسدانوبس جوان، ابراهیم بندر را ملاقات کرد. ابراهیم بندر، یک کلاهبردار و شهروند ترکیهای بود. این دو با هم یک ماجرای خارقالعاده را تجربه کردند
یک جانباز جنگ جهانی دوم که از خاطرات جنگ رنج می برد، از خانه سالمندانش فرار می کند و به فرانسه می رود تا در سالگرد نبرد نرماندی شرکت کند. او در طول سفرش با چالش های زیادی روبرو می شود...
این داستان اقتباسی از رمان کالین هوور است. لایلی پس از گذراندن دوران کودکی پر از حادثه، تصمیم میگیرد زندگی جدیدی را آغاز کند. یک ملاقات اتفاقی با یک جراح مغز و اعصاب، جرقهای در دل او میزند؛ اما لایلی کمکم زوایایی از شخصیت او را میبیند که او را به یاد رابطه والدینش میاندازد.
یک پسر و پدرش که از دست پلیس فرار میکنند، مجبور میشوند در اردوگاهی تابستانی برای جوانان دارای معلولیت پناه بگیرند. آنها خودشان را به عنوان یکی از ساکنان اردوگاه و مربی او جا میزنند. این ماجراجویی نه تنها آغازگر دردسرهای جدیدی برای آنها میشود، بلکه تجربهای انسانی عمیق و شگفتانگیز را برایشان رقم میزند که زندگیشان را برای همیشه تغییر میدهد.
این داستان، زندگی سه برادر به نامهای گراهام، جیک و فیلیپ رایلی را به تصویر میکشد که در سایه رازی خانوادگی، با گذشتهای تاریک دست و پنجه نرم میکنند. کشف این راز، گاراژ پدر مرحومشان را به محلی برای انتقام جویی از عالم پس از مرگ تبدیل میکند.
سه نوجوان دوبلینی به نامهای مت، رزِ ناامید و کرنیِ دیوانه، پس از ترک تحصیل، خود را در ورطهی مصرف الکل و مواد مخدر فرو میبرند و دست به اعمالی خلاف و تکاندهنده میزنند.
انسانها برای مقابله با گسترش بیابانها، داروهایی ساختند تا رشد سلولهای گیاهی را سرعت بخشند. اما ناخواسته، این داروها سیستم دفاعی گیاهان در برابر استرس را فعال کردند و باعث بیداری احساسات در گیاهان شدند.
گروهی از معدنچیان، در سفری اکتشافی به همراه یک پروفسور، راهی اعماق معدن میشوند. ریزش معدن، راه بازگشت آنها را مسدود میکند. در حین کاوش در معدن، به طور اتفاقی مقبرهای باستانی را کشف میکنند و ناخواسته، موجودی خونخوار را از خواب بیدار میکنند.
در دنیایی که اکسیژن کمیاب شده، یک مادر و دختر در ایست فلتبوش برای زنده ماندن تلاش میکنند. ناگهان، مزاحمانی به خانه آنها میآیند و مدعی میشوند که پدر گمشدهشان را میشناسند. مادر و دختر برای محافظت از خود و یکدیگر، باید با هم متحد شوند.