همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
ماکیو کودای، یک نویسنده تنها، پس از مرگ خواهر ، برادر و همسر آنها، تصمیم میگیرد تا از عمهزاده نوجوانش، آسا، که به تازگی والدین خود را از دست داده است، مراقبت کند. این تصمیم، زندگی هر دو نفر را دستخوش تغییرات بزرگی میکند.
چیارا، دختر یک بازیگر معروف، تصمیم میگیرد تا حد امکان شبیه پدرش شود و با تقلید از رفتار و ظاهر او، به قدری در این نقش فرو میرود که دیگران او را با نام پدرش صدا میزنند.
این فیلم داستانی واقعی از دو برادر را روایت میکند که سالها در دل جنگل و به دور از تمدن، همچون حیوانات وحشی زندگی کردند. میشل، یکی از این دو برادر، پس از بزرگ شدن به شمال کانادا سفر میکند تا برادر گمشدهاش، پاتریس را بیابد.
کول از ملاقات با سادی بسیار هیجانزده است اما سادی ناگهان او را رها و رابطهاش را با او قطع میکند. حالا آنها درون هواپیما هستند و رویارویی جالبی با یکدیگر دارند که رازهای بیشتری را آشکار میسازد...
در نیمههای شب، انفجاری مهیب آپارتمانی را لرزاند و جسد سوخته زنی به نام یین چینگ در آن پیدا شد. زنی به نام لام یام که ظاهری شبیه به چینگ داشت، با این حال شخصیتی کاملاً متفاوت و گذشتهای بی ارتباط با او، به طرز شگفتآوری به این ماجرا کشیده شد. نکته جالب این بود که هر دو زن عاشق مردی به نام لو لو بودند. با وجود اینکه حادثه انفجار به نظر میرسید تصادفی باشد، اما پشت آن رازی نهفته بود که ریشه در عشقی پیچیده و ده ساله داشت.
داستان حول محور یک زن مرموز فراری و یک مأمور کاربلد که مأمور دستگیری او شده میچرخد. سرنوشت این دو به هم گره میخورد و با بالا رفتن خطر تعقیب و گریز، به سمت یک فاجعه بزرگ سوق داده میشوند.
داستان درباره پسربچهای است که میتواند با نقاشیهایش اشیا را زنده کند. وقتی بزرگ میشود و خودش را به دنیای واقعی میآورد، با چالشهای زندگی واقعی روبرو میشود.
کانی، فروشندهای که از همسرش جدا شده است، به طور ناعادلانه به قتل متهم و زندانی میشود. در زندان، با گروهی از مجرمان روبرو میشود که او را با خلبان جدید دوست دختر سابقش اشتباه میگیرند. این اشتباه هویتی، زندگی کانی در زندان را به آشوب میکشاند
این مستند داستان تبدیل یک مکان متروکه به استودیوی ضبط موسیقی الکتریک لیدی را روایت میکند که توسط هنرمند معروف، جیمی هندریکس تأسیس شده است. در این مستند، با مصاحبهها و تحلیلهای تخصصی، به پشت صحنهی ساخت این استودیو و روند تولید آثار هنری در آن پرداخته میشود.
لی، سرپرستی دو برادرزاده یتیم خود، ایموجن و میو را بر عهده میگیرد و آنها را در پناهگاهی دور از دنیایی که رو به نابودی است، بزرگ میکند. اما آرامش زندگی آنها با ورود یک غریبه به هم میریزد.
جمال، رانندهی آمبولانس حمل جنازه است. او باید جسد دختری را به صورت مخفیانه منتقل کند. اما در طول مسیر، صداهایی عجیب از صندوق عقب کامیون میشنود که او را دچار تعجب و ترس میکند.
مارا، روحی پلید از دوران باستان، گروهی از نوجوانان را تعقیب میکند تا با دزدیدن اعضای بدنشان، بار دیگر به زندگی بازگردد. یک کارآگاه مأیوس و ناامید باید با ترسهای نهفتهی خود مقابله کند تا بتواند نوجوانان را از چنگال این روح شوم نجات دهد.
ملیسا، یک مامور زندان، به کورسیکا میرود و در زندانی متفاوت مشغول به کار میشود. او با زندانی جوانی به نام ساوریو دوست میشود. پس از آزادی ساوریو، او از ملیسا کمک میخواهد.