همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
یک طوفان زمستانی، پنج دوست را در یک کابین دورافتاده بدون برق و غذای کمی گرفتار میکند، سرگردانی به آرامی سلامت عقل آنها را میگیرد، زیرا هر یک از آنها تسلیم ترس از آلوده شدن یا بد بودن برف میشوند...
دو کارآگاه به یک شهر کوچک معدنی در کوههای آستوری فراخوانده میشوند، جایی که زن جوانی که ماهها مرده بود، ناگهان ظاهر شده و کارآگاهان را وادار به این سوال کرد که چه نیروهای تاریکی در کار هستند...
اطلاعات زیادی در مورد فاجعه ای که آنا و هانا از آن فرار کرده اند یا تلاش هایی که برای رسیدن به جزیره متروک انجام داده اند، در دست نیست. هنگامی که آنها خانه متروکه ای را در تپه های شنی و آب پیدا می کنند، آنا به روال معمول مراقبت از هانا باز می گردد...
یک خواننده رپ بی انگیزه از جنوب آسیای جنوبی به همراه سه دزد دیگر برای اولین بار قصد دزدی از یک فروشگاه مواد غذایی متعلق به پدر دوست سابقش را دارند تا الماس عروسی او را بدزدند و نامزدی در انتظار او را مختل کنند...
داستان عاشقانه پر هرج و مرج مرد و دختری که مدام در مکان نامناسب و در زمان نامناسب عاشق یکدیگر می شوند، گویی خدا از فریب دادن آنها لذت می برد و به راحتی به آنها فرصتی برای با هم بودن نمی دهد...
یک معلم بداخلاق و همسر مهربانش بر سر موضوع بچهها با هم درگیر میشوند، اما سرنوشت نادری باعث میشود که آنها به روشهایی ارتباط برقرار کنند که هرگز فکرش را نمیکردند...
النور باهوش، پرشور و آزاد، کوچکترین دختر کارل مارکس است. در میان اولین زنانی که مضامین فمینیسم و سوسیالیسم را به هم پیوند زد، در نبردهای کارگری شرکت کرد و برای حقوق زنان و لغو کار کودکان مبارزه کرد. در سال 1883 او با ادوارد آولینگ آشنا شده و زندگی او توسط یک داستان عاشقانه پرشور اما غم انگیز شکسته می شود...
در سال 1968 جهان با شیوعی که امروزه به عنوان "شب مردگان زنده" شناخته می شود، تکان خورد. در سالگرد این رویداد یک گروهی به زودی یاد می گیرند که بچه ها نباید با مرده ها بازی کنند...
خانواده ای به مزرعه ای در زادگاه مادری نقل مکان می کنند. یکی از بچه ها روشن بین است و به همراه خواهرش شروع به کشف رازهایی می کنند که در مزرعه اتفاق افتاده است...
جیم جفریز بازگشته است و هیچ موضوعی خارج از محدودیت نیست. این کمدین در مورد کوآلاها، گیجی وازکتومی پدرش، انتخاب بین موهایش و میل جنسی و موارد دیگر صحبت میکند...