همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
کن ساتو، بازیکن بیسبال فوق ستاره، به ژاپن باز می گردد تا به عنوان جدیدترین قهرمان، لباس اولترامن را به تن کند. با این حال، او مجبور می شود یک موجود فضایی (کایجو) تازه متولد شده، که فرزند دشمن اصلی اوست، را به فرزندی قبول کند.
جیا یوئِی، مردی خسیس که تمام عمر خود را صرف جمعآوری ثروت کرده است، در اوج جوانی به بیماری لاعلاج مبتلا میشود و متوجه میشود که تنها ده روز تا پایان زندگیاش باقی مانده است. او که به پوچی ثروت اندوخته شده پی میبرد، تصمیم میگیرد با همراهی دوستان خود، تمام ثروت خود را در این ده روز باقیمانده خرج کند و از زندگی لذت ببرد.
این داستان حول محور دو جوان جاهطلب میچرخد که در جستجوی ثروت سریع، راهی خطرناکی را در پیش میگیرند. آنها با ورود به دنیای تولید غیرقانونی فنتانیل، دارویی اعتیادآور و مرگبار، خود را درگیر عواقب وخیمی میکنند.
کامیل، دختری 16 ساله که باردار بود، توسط حکم قاضی به مرکزی برای نگهداری مادران فرستاده شد. او در این مرکز با آلیسون، مادر جوانی که رفتارهای بچگانهای از خود بروز میداد، دوست میشود. کامیل در مقابل نادین، مربیای که شور و اشتیاق خود را در کارش از دست داده بود، سرکشی میکرد.
پس از یک تلاش ناموفق برای خودکشی، کرشنا توسط چهار روح مورد آزار و اذیت قرار میگیرد که فقط در صورتی او را رها میکنند که خواستههایشان را برآورده کند. این اتفاق باعث میشود کرشنا معنای جدیدی در زندگی و عشق به پرستار لیندا پیدا کند.
داستان ستودنی ایرنا گوت، زنی با ارادهای راسخ، از دریچهی چشمان او روایت میشود. او با فداکاری جان خود، نسلی از یهودیان را از هول و هراس هولوکاست نجات داد و بار دیگر ثابت کرد که روح انسان حتی در تاریکترین دوران نیز قادر به غلبه بر ظلم و ستم است.
رینکا، برنامهریز تنهایی که مراسم ازدواج دیگران را تدارک میبیند، با تردید به یک اپلیکیشن دوستیابی میپیوندد و با مردی مرموز آشنا میشود. همزمان، پروندههایی از قتلهای زنجیرهای با قربانیانی که از کاربران این اپلیکیشن هستند، به دست پلیس میرسد و نامزد رینکا به عنوان مظنون اصلی این جنایتها مورد تحقیق قرار میگیرد.
"تب بستنی" داستان چهار زن در سنین مختلف را روایت میکند که در بستنیفروشی کوچکی به نام "تب بستنی" با یکدیگر آشنا میشوند. هر کدام از این زنان با داستانی منحصر به فرد، در این بستنیفروشی کوچک گرد هم میآیند و در مسیری از دوستی، همدلی و خودشناسی قدم میگذارند.
حسادت آگنس به خواهر محبوبش جولیا، زندگی او را تحتالشعاع قرار میدهد. اما تراژدی ناگهانی، مسیر زندگی آگنس را تغییر میدهد. او که مجبور به بازسازی هویت خود میشود، در آستانه تحقق آرزوهایش قرار میگیرد، اما باید با پیامدهای انتخابهایش نیز دست و پنجه نرم کند.
پنج نوجوان اهل اورگن، پس از پشت سر گذاشتن دوران دبیرستان، برای انجام آخرین ماجراجویی خود عزم سفر میکنند. مقصد آنها ناشناختهای هیجانانگیز است: ساحل اقیانوس آرام، در فاصلهای دور. تنها برنامه آنها، رها شدن از قیدوبندها و تجربه یک سفر بینظیر است.