همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
سم از امیلی، زنی تقریباً نابینا، تماسی دریافت می کند که از شر قاتل خود در جنگل فرار می کند. او باید از مصیبت جان سالم به در ببرد و سم با استفاده از تماس ویدیویی چشمانش باشد...
یک زن مرموز سه دختر را برای انتقام گرفتن از یک باند جنایتکار که زنان را مورد آزار قرار می دهند آموزش می دهد. سه بانوی جنگجو همه چیز را به خطر می اندازند تا این امپراتوری فاسد را به چالش بکشند...
ریموند سایکس و همسرش دوروتی برای شروعی تازه به لس آنجلس نقل مکان می کنند. وقتی خواهر دوروتی، عادل، ملاقاتی غیرمنتظره دارد، زخمها و کینههای قدیمی دوباره ظاهر میشوند...
یک فیلم کمدی سیاه درباره دو دوست صمیمی سابق و هم گروهی که در زادگاهشان، در اواخر دهه 20 زندگیشان، دوباره گرد هم میآیند و تصمیم میگیرند که گروه را دوباره دور هم جمع کنند...
وقتی اتفاق غیرمنتظره ای در خانواده الیور 13 ساله رخ می دهد، تنها کاری که او می خواهد انجام دهد این است که از آنجا دور شود. او به این نتیجه می رسد که دلیلی برای نقل مکان وجود ندارد...
یک سرایدار شهر کوچک / سخنران انگیزشی، در طول زندگی دچار تلو تلو خوردن می شود، تا زمانی که یک مکاشفه شخصی پیدا می کند و شروع به «بی انگیزه کردن» شهر می کند و در این روند همه چیز را زیر و رو می کند...
رائول و خوزه دو دوستی هستند که 20 سال روی صحنه هستند و آلبوم ضبط می کنند. آنها در حال اتمام آخرین آلبوم خود هستند و با عدم اطمینان از اینکه کسی آن را می شنود، فقط می خواهند به ساختن موسیقی ادامه دهند...
سرگئی لوزنیتسا با کندوکاو دوباره در آرشیوهای عمیق تاریخ سمعی و بصری قرن بیستم، این پرتره زیبا و کنایه آمیز کوتاه از جشن های کاخ گارنیه پاریس در دهه های 1950 و 60 را می سازد....
تیلور زن و شوهری را ردیابی می کند که به دلیل مرگ تصادفی دختر نوزادش، ده سال قبل از رفتن او به زندان، یکی از تخمک های او را دریافت کردند. او به دخترشان دلبسته می شود که معتقد است به او تعلق دارد و دیگر مادر شدنش را متوقف نخواهد کرد...
از سنین پایین، افسانه ها و آهنگ ها زلما را متقاعد می کنند که "عشق" همه مشکلات او را حل می کند. با این حال، هر چه او بزرگتر می شود، این مفهوم از عشق درست به نظر نمی رسد...
زندگی آدِم هابردار زمانی که مجبور می شود پس از شکست در یک عملیات مهم ، پلیس بودن را ترک کند، مسیری کاملاً متفاوت به خود می گیرد. ادم با تعقیب باندی که باعث شد کارش را رها کند، مجبور است یک رستوران مرغ را تصاحب کند تا باند را تعقیب کند...