همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
بریل و رابرت در لحظهای که فکر میکنند کابوسشان تمام شده، با آشفتگی زندگی ایدهآل و ظهور چهرههای جدید و قدیمی مواجه میشوند و میفهمند کابوس تازه شروع شده است.
دوروثی مارچ، مشهورترین محقق ۱۲ ساله پاگنده، پس از ۲۰ سال غیبت، ناچار به بازگشت میشود تا با دوستانش متحد شده و سرنخ جدیدی را در جستجوی این موجود افسانهای دنبال کند.
جان یک فیلمساز مشتاق است که تصمیم میگیرد با دوستانش یک فیلم بسازد. در صحنه فیلمبرداری، جان با دارما آشنا میشود؛ دختری مرموز. از همان لحظه اول، جان پی میبرد که دارما دختری منحصربهفرد است و در نهایت عاشق او خواهد شد.
آنا پس از فوت والدینش، غمگین و تنها، برای زندگی به فلوریدا و نزد مادربزرگش میرود. او در آنجا وارد جمعی از نوجوانان میشود، اما مشاهدهی یک عمل خشونتآمیز هولناک باعث میشود او در شرایطی خطرناک و گرفتار قرار گیرد.
این داستان لطیف و تفکربرانگیز، روایتگر غلبه بر مشکلات از طریق ارتباط زندگیها است که با یک سفر جادویی برای نجات کریسمس و نجات شخصیتها از یکدیگر به اوج میرسد.
زندگی آندرئا، یک زن از طبقهٔ متوسط، زمانی به طور چشمگیری تغییر میکند که پسر ۱۸ سالهاش به اشتباه متهم به جرمی کوچک میشود که مرتکب نشده است و سر از زندان در میآورد. اکنون او باید برای آزادی پسرش بجنگد. این داستان بر اساس یک ماجرای واقعی است.
در جریان تصرف کابل توسط طالبان، سربازان افغان از سفارت فرانسه محافظت میکردند. آنها در بحبوحه هرجومرج، مأموریت خطرناکی برای انتقال ۵۰۰ نفر به فرودگاه داشتند و برای فرار از شهر در حال سقوط، خود را با خطرات جدی روبهرو دیدند.
بازیگر بدهکار، ماریوس دو ویلدوک، پس از رکود، برای دریافت کامل دستمزد، مجبور به بازی در نقش اصلی فیلم کارگردان نویدبخش، ریچارد فاوار، با شرط اجباری شرکت در تور پیشنمایش آن میشود. به این ترتیب، ماریوس ناخواسته همراه با ریچارد و دو نفر دیگر (کولت و لولو)، یک سفر جادهای پرهرجومرج و پرماجرا را در فرانسه آغاز میکند.
نمایشنامهٔ صحنهای مشهور هنریک ایبسن که در سال ۱۸۹۱ نوشته شده، اکنون به شیوهای پرشور و باشکوه (حماسی و احساسی) بازتولید شده است.هددا گابلر که میان حسرت گذشته و خفگی حال گرفتار است، در طول یک شب پُرتنش، تمایلات سرکوبشده را آزاد کرده و خود و اطرافیانش را وارد گردابی از دسیسهچینی و خیانت میکند.
قماربازی که سابقهٔ قمار با ریسک بالا دارد و در ماکائو پنهان شده است، زمانی که گذشته و بدهیهایش گریبانگیرش میشوند، با شخصیتی همسرنوشت و آشنا برخورد میکند. این شخص شاید تنها کسی باشد که کلید رهایی و رستگاری او را در دست دارد.
هالی به دلیل فرار از کافه بدون پرداخت، محکوم به خدمات اجتماعی در یک دامپزشکی میشود. او در آنجا با بیماران بامزه و یک دامپزشک جذاب روبهرو شده و این انحراف کریسمسی به بهترین اتفاق زندگیاش تبدیل میشود.
پیا برای فرصت شغلی در سنگاپور و همراهی با رئیسش، آکی را ترک میکند. سالها بعد که بازمیگردد، آکی را به دلیل گذشته دردناکشان، فردی دگرگون و منزوی مییابد.
پِری نوجوان که ازدواج سنتیاش دچار مشکل شده، برای رفع آن، به آرشیوهای خانوادگی در سلیمانیه (دهه ۲۰۰۰) که پس از فوت زودرس مادرش توسط خویشاوندان ثبت شده، مراجعه میکند.
یک نویسنده جوان برای یافتن الهام، در تعطیلات سانتا مونیکا با زنی اسرارآمیز رابطهای را آغاز میکند که این تجربه برای هر دوی آنها فراموشنشدنی خواهد بود.
نوازندهای سرگردان برای آشتی کردن با یکی از دوستان قدیمیاش راهی سفری میشود. در این سفر، دخترِ یاغیِ معشوقه سابقش او را همراهی میکند. آنها در طول این مسیر، غافلگیرانه به لحظات شادی و جشنهای موسیقایی دست مییابند.
کاپیتان آندرئاس مایر در سوئیس پس از دریافت یک مجسمه چوبی دیو، از مرگ میگریزد. به طور همزمان و مرموزی در فرانسه، پاسبان کنستانس ویویه همان مجسمه را کنار جسد یک تاجر چوب به نام ویکتور کارون، که در یک کلیسای دورافتاده فوت کرده، پیدا میکند. این دو حادثه مشابه که با یک شیء فولکلور مشترک در دو سوی مرز مرتبط هستند، یک راز غیرقابل توضیح را شکل میدهند.