همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
ساکتیول، رهبر یک گروه خلافکار، کودکی به نام آماران را پس از نجاتش در یک نزاع باندی به فرزندی میگیرد. سالها بعد، ساکتیول هدف سوءقصد قرار میگیرد و به آماران مشکوک میشود. این ظن، زمینهساز درگیریای پیچیده بر سر وفاداری و انتقام بین آن دو میشود.
اندی رهبری جنگجویان جاودانی را بر عهده دارد که در مقابل دشمنی قدرتمند که گروهشان را تهدید میکند، میایستند. آنها با ظهور دوباره یک جاودانه گمشده دست و پنجه نرم میکنند که مأموریتشان برای محافظت از بشریت را پیچیده میکند.
راوی معتقد است هیچ چیز ترسناکتر از یک فرد فضول با وقت آزاد زیاد نیست. «آن گئو-اول»، فعال عدالت اجتماعی، پس از سکونت موقت در آپارتمانی، متوجه صدای کوبشهای شبانه میشود که آسایش ساکنان را سلب کرده است. او تصمیم میگیرد عامل این صدا را پیدا کند و در این راه، همسایگانش را نیز با خود متحد میکند.
گروهی از دوستان در یک حلقهٔ زمانی گرفتار شدهاند. در این حلقه، دشمنانی مرموز آنها را به طرز وحشیانهای میکشند. آنها باید تا سپیدهدم زنده بمانند تا بتوانند از این حلقهٔ زمانی فرار کنند.
اِینزلی مکگرگور که در رشته جرمشناسی تحصیل کرده است، در شهر "سوئیت ریور" تگزاس یک فروشگاه لوازم هنری را اداره میکند. پس از به قتل رسیدن "اِلی میچِم"، وارث ثروتمند کارخانه نخ و کاموا، اِینزلی با یاری برادرش که کلانتر شهر است، دوستپسر آتشنشانش و همچنین اعضای گروه کتابخوانی که در کشف معماها مهارت دارند، شروع به تحقیقات برای یافتن قاتل میکند.
هه لیوی، برنامهنویس جوان و توانمندی بود که به دلیل ایجاد اختلال در برنامه تأمین مالی شرکت، از سوی کارفرمای خود به بیمارستان توانبخشی «چینگچونلی» فرستاده شد. در این مکان، او با گروهی از دوستان ویژه آشنا گردید؛ این آشنایی باعث شد تا ریتم نامنظم زندگیاش دگرگون شده و به گونهای متفاوت، دوباره شروع به حرکت کند.
کنان در جستجوی زندگی جدیدی در کشوری غریب است، اما ناخواسته وارد یک حلقه خطرناک و بیرحم میشود. یک سرقت جسورانه امید آنها را به نفرین تبدیل میکند و او را مجبور میکند تا از خود سرنوشت نیز پیشی بگیرد.
کاوشیک، دانشجوی خجالتی پزشکی، درگیر نبردی دوگانه است؛ او هم باید با شیاطین درونی خود مبارزه کند و هم با روح خبیثی به نام گاتیکاچالام که ذهنش را تسخیر کرده، بجنگد. در این میان، خانواده او برای یافتن راهحل، به دنبال درمانهای معنوی میگردند.
افسر کارآزموده و شجاعی که در پروندههای دشوار کارنامهی درخشانی دارد، مسئولیت رسیدگی به پروندهی جدید و پیچیدهتری از قتلهای زنجیرهای را بر عهده میگیرد.
پسری که با دوستانش به تعطیلات رفته بود، دختری را مشاهده میکند. او به حدی شیفته این دختر میشود که پس از طرد شدن رفتاری به شدت خطرناک از خود نشان میدهد.
داستان درباره یک مزدور است که برای پیدا کردن و تعقیب فردی خاص به یک هواپیما میرود. اما شرایط به گونهای پیش میرود که او باید از همان فردی که قرار بود او را پیدا کند، در برابر گروهی که قصد کشتن هر دوی آنها را دارند، محافظت کند.
یک مرد غریبه ادعا میکند که دختر ۱۵ ساله زوجی در بیمارستان جابهجا شده است. این ادعا، آرامش خانواده را از بین میبرد و رازهای پنهان و تکاندهندهای را آشکار میسازد.
اریکا، مترجمی آمریکایی، مخفیانه رمانی را بازنویسی میکند که داستانش در بارسلونا میگذرد. با دعوت آنا (نویسنده اصلی) به بارسلونا برای مراسم امضا توسط یک کتابفروش، ماجرا پیچیده میشود.
با قتل مشتری هانا (که رقیب تئاتری دلورس هم هست)، هانا برای نجات آبروی مادرش ناچار به پیدا کردن قاتل میشود؛ در همین حین، رابطهاش با چاد نیز پیشرفت میکند.
یک سفر دریایی مجلل، زمانی به فاجعهای تمامعیار تبدیل میشود که آتشسوزی در موتور کشتی، برق کل شناور را قطع میکند. در پی این حادثه، چهار هزار مسافر با اختلال در عملکرد سیستمها، نشت فاضلاب و کمبود شدید مواد غذایی روبرو میشوند. این وضعیت اسفناک، به سرعت منجر به نارضایتی و ناآرامی گسترده در میان مسافران شده و پوشش خبری رسانهها این رویداد را به «سفر دریایی مدفوع» ملقب میکنند.
یک گروه فیلمبرداری که در کلبهای دورافتاده گرفتار شدهاند، خود را تحت تعقیب سه مرد نقابدار مییابند. این افراد نقابدار به خوبی با جنگل خلوت و تمام رفتوآمد گروه آشنا هستند.