همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
داستان دربارهی نیکولای کیسلیوف است که در طول جنگ جهانی دوم ماموریت مییابد تا بیش از 200 نفر از ساکنان یهودی روستای دولگینوو در بلاروس را از دست نازی ها نجات دهد. این افراد، که شامل سالمندان، زنان و کودکان میشوند، باید مسافتی طولانی و خطرناک را طی کنند تا به مکانی امن برسند.
داستان دربارهی کشف گنجینهای است که وجود کتابخانه ایوان مخوف را ثابت میکند. ایلیا، فردی ناآگاه، به طور اتفاقی این گنجینه را پیدا میکند و در معرض خطر نیروهای قدرتمندی قرار میگیرد که به دنبال آن هستند. او با کمک یک غریبه و یک ادیب، سفری پرمخاطره را در سراسر روسیه آغاز میکند تا کتابخانه را پیدا کند.
داستان دربارهی زنی به نام آنیا اسمولینا است که پس از مشکلات فراوان تصمیم میگیرد با دوچرخه و سگش به شهر ماگادان سفر کند تا با مادرش آشتی کند. این سفر طولانی و پرخطر، آزمونی برای او خواهد بود.
داستان در تابستان سال 1990 در محوطهای چندملیتی در قزاقستان رخ میدهد. در آنجا، صدای موسیقی راک روسی که نمادی از تغییر است، از پنجرهها به گوش میرسد. پسر قزاقی به نام باخا، با خلق شخصیتی خیالی به نام ابرانسان، میکوشد تا با استفاده از هیپنوتیزم، دنیا را فتح کند و به خصوص دل دختر زیبای لهستانی ساکن محوطه را به دست آورد. اما...
دختری درونگرا که گیتاریستی ماهر و معروف به «قهرمان گیتار» است، آرزوی تشکیل یک گروه موسیقی در مدرسه را دارد. او تا پیش از دبیرستان نمیتوانست با کسی دوست شود، تا اینکه یک نوازندهٔ درام با او ارتباط برقرار میکند و زندگی تنهایش را دگرگون میکند.
سرنوشت جهان در آستانه نابودی قرار گرفته است، چرا که ارن نیروی نهایی تایتانها را آزاد کرده است. او با ارادهای پولادین برای نابودی تمام کسانی که الدیا را تهدید میکنند، سپاهی شکستناپذیر از تایتانهای عظیمالجثه را به سوی مارلی رهبری میکند.
دو خواهر دوقلو با شور و علاقهای وصفناپذیر به موسیقی و بهویژه پیانو، در یکی از معتبرترین دانشگاههای موسیقی کشور پذیرفته میشوند. اما دیری نمیگذرد که با خبری ناگوار مواجه میشوند...
مردی ثروتمند که تمام داراییاش را از دست داده، برای گذراندن تعطیلات تابستانی خانوادهاش، ناگزیر به پذیرش ویلایی در کورسیکا میشود که از دوستی قرض گرفته است. در این سفر، خبری از تجملات و رفاه همیشگی نیست و خانوادهاش مجبور میشوند طعم واقعی زندگی در کورسیکا را بچشند. پسر بزرگشان که مدتهاست از خانه رفته و دخترشان که برای دیدن آنها آمده نیز در این سفر همراهیشان میکنند.
داستان، روایتگر چالشهای یک پدر مجرد و یک مهاجر تازه وارد در استرالیای سال 1971 است که هر دو در پی یافتن جایگاه خود در دنیای در حال تغییر هستند و به نیاز اساسی انسان به ارتباط میپردازد.
تز، فروشنده مواد مخدر، پس از مرگ دوستش در یک نزاع نژادپرستانه، حضانت پسرش را از دست میدهد. او برای رستگاری، باید با اعتیاد و دنیای جرم و جنایت مبارزه کند.
سیلوی، خدمتکاری که به تنهایی دو پسرش، سفیان و ژان-ژاک را بزرگ میکند، با مجروح شدن سفیان در آپارتمان، او را به خانهای پرورشی میفرستند. سیلوی مصمم است که پسرش را به خانه بازگرداند...
اندی، بازیکن حرفهای پوکر، و دوست دخترش کلویی، پس از دزدی از یک بازی پوکر خانگی، درگیر یک ماجرای دیوانهوار ۲۴ ساعته میشوند. اندی در نهایت در بزرگترین بازی پوکر زندگیاش شرکت میکند، در حالی که زندگی هر دوی آنها در خطر است.
النا و کلودیو، زوجی که رابطهشان به پایان رسیده، در مالت با یکدیگر روبرو میشوند. این ملاقات، آنها را با احساسات متضاد انتقام و حسرت برای گذشته از دست رفته مواجه میکند.
داستان در مورد دو دانشجو به نام جورجیا و لورنزو است که در یک کارگاه تئاتر در فلورانس شرکت میکنند. آنها در حال بازی کردن رویاها و آسیبهای دوران کودکی خود هستند. معلم آنها، آلبا، آنها را تشویق میکند تا با اسطورههای درونی خود روبرو شوند. در یکی از صحنهها، یک غول یک چشم مردی را خفه میکند و شاهزاده خانمی را در جنگل تعقیب میکند.