همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
داستان درباره دو فیلمساز است که برای یافتن یک هنرمند گرافیتی ناپدید شده، از دنیای خود خارج شده و به ابعاد دیگری سفر میکنند. آنها در این سفر ماجراجویانه، به دنبال حقیقت پنهان پشت این ناپدید شدن هستند.
در سال 1575 میلادی، در یکی از روستاهای کوچک انگلستان، ویلیام مردی مصمم است تا بیگناهی همسرش، توایلا را ثابت کند. توایلا به دروغ متهم به جادوگری شده و اگر گناهکار شناخته شود، مجازات مرگ در انتظارش خواهد بود. ویلیام برای نجات جان همسرش، راهی سفری خطرناک میشود تا جادوگر واقعی را پیدا کند.
ماریا، تیرلوی و بستگانشان چاره ای ندارند: در روستای رومانیایی آنها هیچ کار وجود ندارد. آنها برای زنده ماندن و تامین مخارج خانواده خود به گدایی در هامبورگ می روند.
پناهندهای که از خانهاش در خاورمیانه جدا شد، در میانه غربی آمریکا ساکن شده. او تجربیات اولیه خود را در این سرزمین جدید با نوشتن نامهای احساسی به مادربزرگش که مجبور به ترک او شده بود، مستند میکند.
داستانی مرموز پیرامون یک نوار کاست و ملودی عجیبی است که در آن نهفته شده است. افرادی که به این ملودی گوش فرا میدهند، کمکم خود به زمزمهاش میپردازند و درگیر رویدادی مرموز میشوند.
یک نویسندهی محلی که از اسرار شهر خبر دارد، ناگهان خودش را درگیر یک پروندهی قتل میبیند. او در این ماجرا با کارآگاهی که مسئولیت رسیدگی به این پرونده را بر عهده دارد، وارد کشمکش میشود.
جیمی کار مجری برنامههای کمدی پرطرفداری است که در آنها چهرههای مشهور را با پرسیدن سوالات چالشی به رقابت میکشد. سوالات زیادی مطرح میشود که منتظر پاسخ هستند.
داستان زندگی هویانگ، یک دختر کرهای-آمریکایی ۱۶ ساله و تنها را دنبال میکند که تلاش میکند خانواده مشکلدار و پسزمینه کمدرآمد خود را از دوستان ثروتمند جدیدش پنهان کند؛ اما در نهایت با چالشهای بزرگسالی روبرو میشود که برای همیشه زندگی او را تغییر میدهد.
سالها پس از وقوع یک فاجعه ناشی از شورش روباتها، تِرا از پناهگاه منزوی خود خارج میشود تا وست، ربات دوستداشتنیاش را با خود ببرد و آنچه از دنیای رو به زوال باقی مانده را نجات دهد.
دختر نوجوانی که ناچار بود اتاقش را با مادربزرگ مبتلا به زوال عقلش سهیم شود، در ابتدا از این موضوع دلگیر بود. اما به تدریج، با کشف اسرار پنهان خانواده و شناخت بهتر گذشته مادربزرگ، احساس نفرت او به عشق تبدیل شد.
داستان درباره زنی است که به طور اتفاقی از طریق تلویزیون با پسری که در گذشته تجربه تلخی داشته، ارتباط برقرار میکند. او قصد دارد با استفاده از این ارتباط، زندگی پسر را تغییر دهد.