همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
جسی (گروئنینگ) برای حفظ سنت دیرینهی المپیک کریسمس خانوادهشان، به دروغ ادعا میکند که قصد دارد فردی را به این جشن دعوت کند. او این کار را انجام میدهد تا از لغو این مراسم خانوادگی جلوگیری کند.
بیخوابی در یک شهر کوچک شیوع پیدا میکند و باعث ترس و وحشت میشود. با وخیمتر شدن اوضاع، دو زوج در یک مزرعه متروکه پناه میگیرند، اما با ورود شخصیتهای شرور و ادعای مالکیت بر آن زمین، هرج و مرج به پا میشود.
سارا تورنی پس از آنکه در فضای مجازی به پدرش به عنوان قاتل خواهرش مظنون شد، مورد توجه بسیاری قرار گرفت. حالا او تصمیم گرفته است تا با بررسی گذشته و دوران کودکی خود و خواهرش، به دنبال یافتن حقیقت درباره مرگ الیسا باشد.
جشنی باشکوه از موسیقی که نسلها و ژانرهای مختلف را به هم پیوند میدهد، با الهام از زنان پیشرو که با ترانهها و فعالیتهایشان، الهامبخش مبارزه برای برابری و توانمندسازی همه بودهاند.
جک، آشپزی که برای یافتن مواد اولیهی خاص به سراسر دنیا سفر میکند، باید یاد بگیرد تا به صورت گروهی کار کند تا بتواند در یک مسابقهی آشپزی پیروز شود. این مسابقه میتواند به او کمک کند تا آبروی از دست رفتهاش را پس از یک اشتباه در دستور پخت، بازیابی کند.
اتهاماتی که بین دو دانشآموز و خانوادههایشان رد و بدل شد، باعث شد تا مادران به جای رقابت بر سر نمرات، به سلامت روانی فرزندانشان اهمیت دهند و در نهایت، دو خانواده با یکدیگر آشتی کنند.
ماتس استین، یک گیمر جوان نروژی، در سن ۲۵ سالگی بر اثر بیماری درگذشت. والدین او که فکر میکردند پسرشان زندگی منزوی داشته، پس از دریافت پیامهای دوستان آنلاین ماتس متوجه شدند او دوستان بسیاری در سراسر دنیا داشته است.
در اواخر دهه شصت میلادی، زنی در کانادا برندهی بختآزمایی بزرگی میشود و جایزهای به شکل تمبر دریافت میکند. او با این جایزه قصد دارد زندگی خود را متحول کند، اما برگزاری جشن برای چسباندن تمبرها و حسادت همسایگان، نشان از تغییرات اجتماعی و روانی آن دوران دارد.
پس از اینکه یک دختر جوان در یک جامعه کوهستانی مذهبی دورافتاده مرده پیدا میشود، گروهی از دختران نوجوان تصمیم میگیرند با پذیرفتن طبیعت تاریک خودشان، علیه ارواح شیطانی که به اعتقاد آنها دختر را کشتهاند، بجنگند.
پسری یتیم که از زبالهدان نجات پیدا کرده بود، به برادر بزرگترش که در حومه گوا زندگی میکردند و تحت کنترل یک باند مواد مخدر بود، بسیار وابسته شد. هر دوی آنها به ستارههای فوتبال تبدیل شدند، اما مرگ مشکوک مادر آنها تهدید کرد که آنها را از هم جدا کند.
مردی به عنوان پیک موتوری غذا کار میکند و با دنیای امتیازدهی و پاداشها دست و پنجه نرم میکند. همسر خانهدار او برای کمک به درآمد خانواده، شروع به جستجوی فرصتهای شغلی مختلف میکند. او هم از این استقلال تازه پیدا شده هیجانزده است و هم از آن میترسد.