همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
تنها تلاش گرگ راید ، دانش آموز دبیرستان ، پیگیری سینی هاوکینز زیبا و دست نیافتنی است . اما زمانی که متوجه شد راه دستیابی به قلب سینی از طریق دانشگاهیان است ...
شویچی یک مرد جوان خشن است که به تازگی از زندان آزاد شده و آرزو دارد درامر باشد. او با اجرای کنسرتها در یک باشگاه گینزا، راه خود را ادامه میدهد، و در نهایت در مسابقه نوازندگی درام برنده جوایز متعددی میشود...
ارول، احمد و لیلا با پدر ترک و مادر آلمانی خود در برلین-کروزبرگ زندگی می کنند. ارول، یک جنایتکار خرده پا، با پایان خدمت سربازی خود در ترکیه، آبروی خانواده را حفظ می کند...
زندگی موفق راب زمانی قطع می شود که لزلی زیبا و باهوش از راه می رسد. راب پس از دستگیری ناگهانی و اشتباهی، جستجوی سراسر شهر را برای یافتن زن رویاهای خود آغاز می کند که ...
در جشنواره فیلم دانشجوییای که با خودنمایی و خودستاییِ مفرط همراه است، کارگردانان فیلمهای کوتاه (که بیشتر آنها کیفیت پایینی دارند) به طور زنجیرهای به قتل میرسند. در این شرایط، یک مستندساز نوپا و با استعداد اهل بریتانیا تصمیم میگیرد به تحقیق درباره این قتلها بپردازد و پرده از راز آنها بردارد.
برنده 1 جایزه اسکار همچنین دریافت 4 جایزه دیگر. همچنین نامزد دریافت 4 جایزه دیگر.
اولوف پس از مرگ مادرش به تنهایی در مزرعه ای زندگی می کند. او که قادر به خواندن و نوشتن نیست، به دوست کوچکترش اریک وابسته است. اولوف برای یک خانه دار تبلیغ می کند و الن از راه می رسد. در طول تابستان قلب اولوف و خواسته های اریک رشد می کند...
نیکو رینالدی دکتر متیو هلر را به ملاقات خصوصی با همسرش سیلویا که دیالساندرو به دنیا میآید، در مورد تومور میبیند. این خاطره دکتر را تحریک می کند که چگونه آنها 15 سال قبل، به عنوان ایده آلیست های پزشکی جوان، ملاقات کردند و...
دوبلین، سال ۱۹۰۴. جیمز جویس با نورا بارناکل، خدمتکار هتلی که به تازگی از گالوی آمده است، صحبت میکند. نورا با صراحت و بیتکلفی خود جویس را مجذوب میکند و جویس خیلی زود او را متقاعد میکند که با او به تریست برود...