همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
در طول جنگ جهانی دوم نیروی دریایی بازرگان راه نجات آمریکا و کشورهای مشترک المنافع را باز نگه داشتند تا این جزیره کوچک بتواند در آن بجنگد. حتی در اواخر سال 1943-1944 که این فیلم ساخته شد، کاروانها همچنان تدارکات ضروری حیاتی و همچنین مواد لازم برای مبارزه را فراهم میکردند...
هنگامی که یک سفر در دریاهای جنوبی داشت ، عاشق می شود و با یک زن بومی عجیب و غریب ازدواج می کند. چیزی که او نمی داند این است که او توسط بومیان خرافاتی بزرگ شده است ...
در طی جنگ،نازی ها نقشه ربودن وینستون چرچیل نخست وزیر بریتانیا را طرح ریزی کردند. آنها یک عامل نفوذی با نام لورد باکلی دارند که دارای املاک بزرگ است که چرچیل اغلب ...
دکتر ریچارد مارلو با استفاده از مراسم جادوگری و هیپنوتیزم قصد دارد همسر زیبای خود را که سال ها پیش مرده است، دوباره به زندگی باز گرداند. او قصد دارد برای این کار، عصاره ی زندگی تعدادی دختر جوان بی گناه را به همسرش منتقل کند. او این دختران را دزدیده است و در سیاه چالی در زیر عمارتش مخفی کرده است...
لندن سال 1902؛ “فیلیپ مارشال” (لاتون) یک مرد متاهل و همچنین غمگین بشکل اتفاقی با “مری گری” (رینس) که زنی بیکار و غم زده است آشنا می گردد. دوستی آنان کمکم عمیق تر شده و همسر "فیلیپ" از این رابطه آگاه شده و شوهرش را به افشا و رسوایی تهدید میکند و ...
برنده 1 جایزه اسکار همچنین دریافت 1 جایزه دیگر. award
در حالیکه ژاپنیها پیشروی خود در جنگ جهانی دوم را ادامه می دهند، "دکتر واسل" با کمک خدمه کشتی "ماربلهد" تلاش می کند از جاوه بگریزد. فیلم بر اساس داستان واقعی او و نجات چندین ملوان زخمی ساخته شده است...
جورج وینسون، جراح مشهور، با کمک نیروهای ماورایی از مرگ نجات مییابد، اما تحت سلطه زنی شیطانی به نام لیلیان قرار میگیرد. لیلیان با وسوسه کردن جورج، سعی در تصاحب روح او دارد.
هنگامی که یک بمب سرگردان در جریان بمباران لندن، تابوت یک خونآشام را از خاک بیرون کشید، یک گورکن بیخبر با برداشتن میخی که در قلب او فرو رفته بود، ناخواسته این هیولا را دوباره زنده کرد.
دو دانشمند، بدن منجمد یک مرد غار نشین متعلق به دوران ماقبل تاریخ را در قطب شمال پیدا می کنند. آن ها این مرد غار نشین را به آزمایشگاهشان می آورند و تصمیم می گیرند که بر روی او عمل پیوند مغز انجام دهند تا بتوانند از او به طور کامل استفاده کرده و او را تحت کنترل خود قرار دهند...
"استفن نیل" پس از دو سال از آسایشگاه روانی آزاد شده و پا در انگلیس دوران جنگ جهانی دوم می شود.در راه بازگشت به لندن او وارد یک حلقه خطرناک جاسوسان آلمانی شده و تلاش می کند آنها را متوقف سازد...
یک ولگرد با جعل هویت فردی همنام، پول موجود در یک حساب بانکی قدیمی را به جیب میزند. اما دیری نمیگذرد که خود را در معرض خطر انتقام پسر شریک سابق پدرِ فردِ مقلد میبیند، کسی که به خاطر کلاهبرداری پدرش، راهی زندان شده بود.
دانشمندی که راهی برای افزایش عمر پیدا کرده است (او 120 سال دارد) در دوراهی قرار می گیرد: او عاشق شده است و همچنین کشف کرده است که اگر غدد جدیدی به دست نیاورد، می میرد.
پائولا میمون زن نمای قبراق و سرحالی ست که اطراف آسایشگاه قدیمی و چندش آور پرسه میزند، دکتر فلچر مدیر این آسایشگاه میباشد و پائولا هر چند وقت یک بار برای به دام انداختن طعمه خود به ماهیت واقعیش ( گوریل ) باز میگردد...