همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
یک نوجوان چاق که عاشق زیباترین دختر کلاسشان است ، تبدیل به یک همراه ناشناخته آن دختر در مراسم رقص دبیرستان می شود. اتفاقی که او باید خود را به همراه بهترین دوست خود ، برای آن آماده کند...
دو بیمار با مشکل روانی در طول درمان با هم آشنا می شوند و عاشق هم می شوند. راه اجتناب ناپذیر فاجعه پیش روی آنها قرار دارد - راهی که آنها تا انتها با هم شریک هستند....
بانکدار جان گری (برایان باسورث) با یک ماشین تصادف می کند و او چند روز بعد با از دست دادن حافظه خود بیدار می شود. او سبک زندگی شیک خود در آریزونا را پشت سر می گذارد، اما همچنان تصورات لحظه ای از گذشته خشونت آمیز و شخصیتی شوم دارد که او را توماس پین (برد دوریف) معرفی می کند...
آنیتا یوان یونگ شیرین و دوست داشتنی در نقش دختر نامشروعی بازی می کند که ناخواسته مرواریدی با یک جن در آن پیدا می کند. مایکل ونگ جنی است که به او سه آرزو می دهد، که منجر به شادی زیاد و حتی کمی دلشکستگی می شود...
کمدی که توسط مارتین لارنس ، فیلمبرداری شده در تئاتری در شهر نیویورک بر روی پرده نمایش می رود. مارتین لارنس در مورد همه موضوعات، از جمله نژادپرستی، روابط، تا کودکی صحبت می کند...
یک دختر فقیر توسط یک پسر پولدار سرزنش می شود. دختر برای بازگشت به موفق و ثروتمند شدن شهر را ترک می کند. پسرعاشق او می شود اما برادرش قبلاً عاشق دختر شده و ...
رینو و زولو دو کودکی که دوستان خوبی هستن بعد از یک حادثه راه شون از هم جدا میشه ، سالها میگذرد و در بزرگسالی همدیگر را ملاقات میکنند و زولو سالها را در آمریکا سپری کرده و ...
ماجرایی که در غارهای تاریک دنیای اموات کاوش میکند و داستان سه گانگستر جوانمرد را روایت میکند که تلاش میکنند از چنگ قدرتمند رهبر باند خود فرار کنند...
با اطمینان از این که یک دانشجوی پرحاشیه از هاروارد فارغ التحصیل می شود، او اوراقش را نگه می دارد که این کار او باعث رحمت از طرف یک فرد بی خانمان می شود ...
در غرب وحشی دهه 1860، یک دسته از مهاجران تصمیم می گیرند که نمی توانند زندگی در وضعیت فعلی خود را تحمل کنند و یک گاوچران گریزل را استخدام می کنند تا آنها را به سفری به شرق به زادگاهشان ببرد...
در سال 1961، اندکی پس از ساخت دیوار برلین، عاشقان جوان کنراد (آگوست زیرنر) و سوفی (مرت بکر) تلاش می کنند از آلمان شرقی به سمت غرب فرار کنند، اما فقط سوفی موفق به فرار می شود...