همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
کارآگاه پلیس فاسد شهر نیویورک در حال بررسی تجاوز به راهبه ای جوان ، با اعتیاد جدی به مواد مخدر و قمار ، سعی می کند راه خود را تغییر داده و بخشش و رهایی را پیدا کند.
افرادی تصمیم میگیرند که از قانون سبقت بگیرند و برای به دست آوردن زمینهای بدون مالک، تلاش کنند. در یکی از این موارد، شهروندی به نام میلت داوسون، برای به چالش کشیدن قانون, قمار بازی به نام آس هلمز را انتخاب می کند. تا از پشت به او شلیک کند...
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 3 جایزه و نامزد دریافت 11 جایزه دیگر.
«مايکل نيومن» (سندلر) يک دستگاه کنترل از راه دور تلويزيون به دست مي آورد که نه تنها به او اجازه مي دهد تلويزيون و دستگاه صوتي اش را از راه دور کنترل کند، بلکه اين امکان را در اختيارش مي گذارد که کل زندگي اش را به ميل خودش عقب و جلو کند يا از حرکت باز ايستاند...
هری که یک آدم خانه بدوش و آواره است به شهری در تگزاس میرود و در آنجا به عنوان مسئول فروش ماشینهای دست دوم مشغول به کار میشود. در جریان یک آتش سوزی او مشاهده میکند که بانک شهر خالی از کارمند شده و هیچ سیستم امنیتی ندارد و …
فلین برای کار در یک کتابخانه ی مرموز استخدام می شود. مدتی بعد متوجه دزدیده شدن یکی از آثار معروف کتابخانه می شود و تصمیم می گیرد هرطور شده آن را به کتابخانه باز گرداند...
دو آتش نشان بروکليني به نام هاي «لري» (جيمز) و «چاک» (سندلر) براي استفاده از بيمه ي عمر تظاهر مي کنند که هم جنس خواه هستند؛ در حالي که «لري» به تازگي همسرش را از دست داده و فرزند دارد و «چاک» مجرد است...
یک کاپیتان نیروی دریایی که توسط اهالی یک روستا از بند کمونیستهای چینی آزاد شده است مجبور میشود تمامی اهالی روستا را با یک کشتی قدیمی به هنگ کنگ منتقل کند...
بخش رواني ندامتگان وودوارد، ويژه ي زنان، زمان حال. «دکتر ميرانداگري» (بري) با «داگ گري» (داتن) رئيس زندان ازدواج کرده است. روزي «ميراندا» در هيئت يکي از زنداني هاي رواني ووداورد از خواب بيدار مي شود و مي شنود که «داگ» را به قتل رسانده است. اما «ميراندا» چيزي به ياد نمي آورد و نمي تواند هم کارانش را به سالم بودن خود مجاب کند...