همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
باوا )، شیوا ، آجِی و پوروش دوستانی هستند که با هم بزرگ شده اند و همه چیز را در زندگی به اشتراک می گذارند. در حالی که باوا فردی آسان است، آجی و شیوا به عنوان افراد بالغ و مسئولیت پذیرتری دیده می شوند...
"جی" و "آلیا" پنج سال است که ازدواج کرده اند و هر کدام از ازدواج قبلی خود دارای یک فرزند هستند. اما وقتی شوهر سابق "آلیا" سر و کله اش پیدا می شد و خواستار حضانت فرزندشان می شود، "آلیا" سعی می کند به جای صحبت کردن با "جی" در مورد اوضاع، مخفیانه این کار را انجام دهد ...
فیث، که در آستانه ازدواج است، از بیماری کمخونی داسیشکل رنج میبرد، اما تاکنون نتوانسته این راز را با نامزدش در میان بگذارد. او از این میترسد که این راز، زندگی مشترک آنها را تحت تأثیر قرار دهد.
در طول جنگ اعراب و اسرائیل در سال 1967، طارق و مادرش غیدا برای پناه بردن به اردن راهی شدند. اما وقتی آنها با یک بحران مالی و عاطفی روبرو می شوند، همه چیز تغییر غیرمنتظره ای پیدا می کند....
آدریان دو ماه است که در جنگل سرگردان است. او با خوردن کرم و میوه و نوشیدن آب باران زنده مانده است. اما اکنون بیمار و ضعیف شده است. او باید قبل از اینکه دیگر نتواند حرکت کند، راه خود را به سوی نامزدش پیدا کند. اما ممکن است دیگر خیلی دیر شده باشد.
چهار دوست زن در یک سفر کمپینگ آخر هفته به جنگل می روند. این گروه چهار نفره با گروهی از افراد ثروتمند شرور که از شکار انسان لذت می برند، به شدت خراب می شود...
زنی که به تازگی نامزد کرده، جشنی ترتیب میدهد تا خانوادهاش با خانواده نامزدش آشنا شوند. اما غافلگیرکننده این است که پدر و مادر نامزد او، آقای و خانم کریسمس (بابا نوئل و مادر کریسمس) هستند!
توماس، یک نوجوان آفریقایی-کلمبیایی، در محاصره طرد شدن و نژادپرستی بزرگ است. وقتی برادر کوچکتر و نزدیکترین دوستش ناپدید می شوند، توماس به خیابان ها می رود تا دوستان و هویت خود را پیدا کند...
جزیره کوچک اوکیناوا در جنوب ژاپن دارای فناوری محدود است و دبیرستانی ندارد. وقتی نوجوانان به سن 15 سالگی می رسند، باید تصمیم بگیرند که در جزیره بمانند یا برای تحصیلات عالی ترک آنجا را کنند...
یک مدیر موسیقی که در حال مبارزه است، شغل خود را از دست می دهد، مگر اینکه با یک خواننده موسیقی کانتری به نام جیمز هند که از قضا پدر او نیز جدا شده است، قرارداد ببندد...
هنگامی که یک معلم مدرسه توسط کابوسهای تکراری از یک موجودیت مرموز عذاب میکشد، به خانه دوران کودکی خود سفر میکند؛ زیرا گمان میکند این کابوسها به یک حادثه تاریک در گذشتهاش مرتبط هستند.
خسته از اینکه برای نقشهای بزرگتر اغفال میشود، یک بازیگر کوتوله در ردهبندی کارگردانان تلاش میکند تا به عنوان "مرد تیغه" در بازسازی فیلم "جادوگرِ آز" مارتین اسکورسیزی انتخاب شود...