همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
این فیلم داستان "آستین کیترج" ده ساله میباشد که توسط پدرش برای زندگی نزد پدر بزرگ و مادر بزرگ خود در مزرعه ای در ورمونت فرستاده می شود، مکانی که او ماجراهایی را تجربه می کند و پرده از اسرار خانوادگی خود بر می دارد ...
اندی و لنا برای اینکه دوباره همدیگر را پیدا کنند، تصمیم می گیرند آخر هفته طولانی را در یک کلبه تعطیلات در کوه های استایرا بگذرانند. هنگامی که اندی صبح روز بعد لنا را بدون هیچ اثری گم شده می بیند ، اوضاع تشدید می شود..
نیت ، در جستجوی یک برند معتبرتر از هنر معاصر پس از ناامید شدن از صحنه هنری نیویورک، او فکر میکند سوژهای عالی را با یک گروه رپ گوت دلاور پیدا کرده است...
روزنامهنگار مشهور بریتانیایی بحران اخلاقی، سیاسی و اقتصادی ایتالیا را بررسی میکند و به دنبال سرنخهایی برای نجات احتمالی آن – و در کل غرب – میگردد...
پس از خودکشی مادش ،لانا به نیویورک میرود تا زندگی جدیدی را شروع کند. او با کیت، همخانهاش، آشنا میشود و با گذر زمان، دوستی نزدیکی بین آنها شکل میگیرد. اما یک روز، یک کشف بزرگ، دوستی آنها را به هم میزند...
از لحظه تولد سباستین در دوازدهم دسامبر سال دوازده، مرگ سایه سنگینی بر زندگی اطرافیانش افکند. به زودی، مادر او به این حقیقت هولناک پی برد که پسرش فرزند جهنم است.
لوک یک دی جی آینده دار از یک خانواده مرفه نیویورکی با پدری لیتوانیایی و مادری آفریقایی-آمریکایی است. لوک وقتی از مادربزرگ دور افتاده در لیتوانی می شنود ، سرپیچی می کند ...
هالی مدوکس، مدیر تبلیغاتی اهل نیویورک، رویای یک زندگی کامل، یک شغل کامل و البته یک مرد کامل را در سر دارد که او را از پا درآورد. وقتی یک روز از خواب بیدار میشود و میبیند «مرد کامل» منتظر اوست، که چیزی جز یک مانکن زنده شده نیست، باید تصمیم بگیرد که آیا «کامل» برای او مناسب است یا خیر.
در آغاز تابستان، آگات به مونتروی فرانسه، خانهی خود، بازگشته است. او در تلاش است تا با مرگ همسرش کنار بیاید و به فعالیت حرفهای خود در حوزه کارگردانی سینما ادامه دهد. با این حال، با ورود غیرمنتظره یک زوج ایسلندی، یک شیر دریایی و همسایهای که آگات همیشه به او علاقه داشته اما هرگز رابطهای با او نداشته است، آگات نیروی لازم را برای از سر گرفتن زندگیاش پیدا میکند.