همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
چند بیگانه که به شکل کابویها درآمده بودند، به زمین آمده و در یک شهر کوچک مغازهای برای فروش حیوانات فضایی باز کردند. در همین حال، افبیآی نیز از این شهر برای پنهان کردن شاهدان استفاده میکرد، اما در واقع قصد داشت کودکان را بدزدد و به بیگانهها بفروشد.
آریل برنر در سن 18 سالگی خانوادهاش و پاریس را ترک میکند، او مخفیانه به سازمان اطلاعاتی ملحق میشود. بعد از سالها تمرین، اولین ماموریتش است که از یک فرد فرانسوی به نام رمی پریور چیزی را بدزدد...
میتسوئو که از شغل جدیدش به عنوان فروشنده کفش ناراضی است، به جشنواره ای دعوت می شود و به خواهر یکی از دوستانش معرفی می شود. در همین حال تورا سان در تعطیلات سالانه به یک زن خانه دار مجروح کمک می کند...
هنگامی که گروهی از قلدرها کتاب جادویی را که به عنوان دروازه ای بین زمین و دنیای خیالی فانتزیا عمل می کند، می دزدند، یک پسر جوان باید نظم را برقرار کند...
یک هنرمند گریم ناشنوا که در یک فیلم ترسناک در مسکو کار میکند، پس از ساعات کاری در استودیو تنها میماند. او شاهد قتل وحشیانه یکی از اعضای گروه فیلمبرداری میشود و باید از استودیو فرار کند تا ...
کشف آینهای اهریمنی، هنگامی که دختر جوانی به همراه برادرش در دام شبکهای درهمتنیده از پلیدی و نیرنگ گرفتار میآیند، سلسلهای شگفتآور از "حوادث مرگبار" را رقم میزند.
مرد جوانی که وسواس فکر داشتن اولین ماشین خود را دارد تا بتواند در آن رابطه داشته باشد، هر شغلی را که پیدا میکند انتخاب میکند و در نهایت به مجموعهای از موقعیتهای دیوانهوار میرسد....
"واتی" زندگی خود را از طریق سرقت فروشگاهها می گذراند، ولی بعد از اینکه در یکی از این سرقت ها همکارش "بیلی مک" یک نفر را می کشد، او مجبور می شود با نامزد خود "استارلن" و "بیلی مک" فرار بکنند ...
دو نفر در پرواز به سیدنی با یکدیگر آشنا می شوند. هر دو نامزد هستند، اما در طول یک اتفاق غیرمنتظره، به یکدیگر علاقه مند می شوند و قرار می گذارند که سه ماه بعد دوباره یکدیگر را ببینند...
کارگردانی به نام فردریش مونرو ، مشکلاتی را در به پایان رساندن فیلمی صامت و سیاه و سفید درباره لیسبون به مشکل برمیخورد . او با دوستش فیلیپ وینتر تماس گرفته و درخواست کمک میکند . بعد از یک هفته که وینتر به لیسبون میآید ، در مییابد مونرو ناپدید شده و فیلمش همچنان ناتمام مانده است . وینتر تصمیم میگیرد بماند و به مونرو در به پایان رساندن فیلم کمک کند ...