همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
هنگامی که دختری که از مافوقهای روسی فرار میکند، یک دیسک کامپیوتری دزدیده شده را روی تامی لی میکارد، کارشناس هنرهای رزمی ناخواسته خود را درگیر وحشتناکترین ماجراجوییاش میبیند....
یک مرد بیعرضه، یک دختر زیبا، و محافظ/خدمتکار خانواده یکپا او، تنها بازماندگان یک کشتی شکسته هستند – حداقل خودشان اینطور فکر میکنند – و به یک جزیره خالی از سکنه در دریای جنوب میرسند. در این نسخه از «عدن»، نفوذ و تأثیر دختر باعث تغییر و اصلاح مرد میشود... تا اینکه سه ملوان که آنها هم از سانحه جان سالم به در بردهاند، از راه میرسند و نقشههایی برای به دست آوردن دختر در سر دارند. سپس، گنج دزدان دریایی...
این فیلم به جزئیات مبارزه ایانکو جیانو می پردازد که او بین پیوستن به مبارزه دهقانان فقیری که از آنجا آمده و در آن سوی قانون کار برای ثروتمندان دویده شده است...
Caragea Voda برای اینکه جواهرات مورد نظر خود را به دخترش، خانم رالو بدهد، یک کارخانه آبجوسازی جدید تأسیس می کند. آنگل ساپتکای بدنام، کاپیتان گروهی از قانون شکنان، در دفاع از دهقانان سربار می ایستد...
یک خلبان جنگنده جنگ جهانی اول به شغل سابق خود به عنوان یک کارآگاه روی می آورد. حال او باید یک کیف 25000 دلاری از حقوق و دستمزد دزدیده شده را بازیابی کند، یک کارمند گم شده را پیدا کند و باند دزدان را که مسئول آن هستند پیدا و مجرمان را دستگیر کند...
کاپیتان بوید که ترفیع خوبی گرفته حالا به یک قلطعه مرموز اعزام شده که در آنجا مردی نجات یافته داستان وحشتناک و آزاردهنده ای در باره آدم خوار ها برایش تعریف می کند …
دیدگاه استنلی کوان در این فیلم هم خاطرات شخصی و هم جمعی نسبت به هنگ کنگ در سال 1997 است. او یک جمله معروف از اپرای کانتونی "شاهزاده چانگ پینگ"، "من انکار می کنم، انکار می کنم، اما در نهایت نمی توانم انکار کنم" را به عنوان استعاره ذکر می کند...
داستان درباره ی پسریست که با یک ربات آهنی غول پیکر فضایی دوست میشود . رباتی که به طرز عجیبی بی آزار و صلح طلب است اما هیچ چیز مانع تلاش مامور شکاک دولتی برای نابودی این ربات بی گناه نمیشود .
«جانی میلز» ( مکی فایفر ) به همراه «پاتی» ( جانی ویتورث ) و «هایدن» که ساکن محله هلز کیتچن نیویورک هستند دست به یک سرقت مسلحانه میزنند اما بطور اتفاقی هایدن می میرد. جانی پنج سال به زندان می افتد. «گلوریا» ( آنجلیا جولی ) که خواهر هایدن است و جانی را مقصر مرگ برادرش میداند بعد از آزادی او قصد دارد از وی انتقام بگیرد اما نمی تواند...
جوانی در نزدیکی یک صومعه بودایی، عاشق دختری میشود و او را باردار میکند. پس از افشای این راز، او برای فرار از مشکلات به شاگردی یک مجسمهساز میرود اما با ادامهی روابطش، اوضاع پیچیدهتر میشود.