همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
2 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 16 جایزه و نامزد دریافت 50 جایزه دیگر.
"آندرا ساچز" روزنامه نگار ساده ای است که به تازگی فارق التحصیل شده است.او به عنوان دستیار دوم "میراندا پرایستلی" مدیر اجرایی بی رحم و جدی یک مجله مد استخدام می شود. رویای "آندرا" تبدیل شدن به یک رونامه نگار ماهر و روبرو شدن با چالش در شغل حرفه اش است .دستیار اول "میراندا" توصیه هایی درباره طرز رفتارش به "میراندا" می کند...
پس از حمله ای وحشیانه که "مارک" را دچار عارضه مغزی کرد، او برای بهبود به "Marwencol"، شهری کوچک در دوران جنگ جهانی دوم که در حیاط پشتی خانه خود ساخته پناه می برد…..
در راتلند کانتری ، بنجامین پسری شش ساله توسط یک روانی ربوده می شود. پدر بنجامین دزدیدن بچه اش را می بیند و به دنبال کامیون می دود ولی نمی تواند به آن برسد. بعد از چندین روز پلیس آن فرد را دستگیر می کند و می بیند که بنجامین به قتل رسده است. دادگاه او را به 25 سال زندان محکوم می کند ولی پدر مادر بنجامین آن حکم را نمی پذیرند و تصمیم می گیرند خودشان آن فرد را مجازات کنند و …
این مستند زیبا و احساسی نگاهی به یک سال زندگی 4 نوزاد از 4 نقطه دنیا شامل مغولستان، نامیبیا، سان فرانسیسکو و توکیو دارد. تفاوت ها و شباهت ها، امکانات و محدودیت ها را با هم مقایسه می کند....
شیکاگو. شبی در یک مهمانی، مردی از طبقه ی کارگر به نام «تام» به شوخی از خواهر زنش، «لیزا» می خواهد که او را هیپنوتیسم کند. «تام» خیلی زود برآشفته از خواب مصنوعی می پرد و از همان شب، و روزهای بعد، در خواب و بیداری، تصاویر تکه تکه و مبهمی که گه گاه جلوی چشمش جرقه می زنند، راحتش نمی گذارند…
در مرکز پژوهش براي يافتن حيات در خارج از زمين، «دکتر فيچ» (کينگزلي) ناگزير است موجودي را که به طور مخفف «سيل» مي نامد نابود کند، اما «سيل» مي گريزد. جست و جوي «فيچ» براي يافتن او بي نتيجه مي ماند. تا اين که «سيل» که شبيه دختري چهارده ساله است بر اثر تکثير، تبديل به دختري بيست ساله مي شود...
زمین را گروهی از موجودات سیاره دیگر به منظور بهره برداری تسخیر کرده اند، ولی دیدن آن ها غیر ممکن است مگر آنکه از طریق عینک های خاصی این امر صورت گیرد و این بین…
مؤسسه ای با ساخت سرزمین های خیالی و «دیزنی لند» گونه ی فوق مدرن متعلق به دوره های مختلف تاریخی، مثل رم باستان، عصر رنسانس و غرب وحشی که تمامی ساکنان شان روبات های برنامه ریزی شده هستند، پذیرای سفرهای تفریحی مشتریان متمول است…
یک غریبه هفت تیر کش ( ایستوود ) به شهر کوچکی به نام لاگو می آید و استخدام شده است تا مردم شهر را بر علیه 3 تبهکاری که در راه رسیدن به شهر هستند متحد کند...
1 مرتبه نامزدی جایزه .BAFTA Film Award. همچنین 2 جایزه و نامزد دریافت 3 جایزه دیگر.
کارول (کاترين دنوو) زن جوان بلژيکي است، که در يک آرايشگاه کار ميکند. او از لحاظ روحي دختر آشفته و پريشان است و نسبت به مردان احساس بدي دارد. حتي با پسري که شديدا به او علاقه دارد، نميتواند ارتباط برقرار کند. او در لندن به همراه خواهرش هلن (ايوان فرنوکس)زندگي ميکند در حالي که بشدت گوشه گير و خجالتي است. هنگامي که هلن براي گذراندن تعطيلات به همراه دوست پسر متاهلش (لن هنري) به ايتاليا ميرود، کارول تنها ميماتد. او پس از انزوا در محيط کار، خودش را در آپارتمانشان محبوس ميکند و به مرور اسير ترسهاي جنون آور و پارانويايي خودش ميگردد و بيماري رواني ميشود...
"اسکات تامس" در جشن فارغ التحصیلی از دبیرستان دوست دخترش "فیونا" او را ترک میکند, او تصمیم می گیرید برای بهبود روحیه اش به اروپا سفرکند و در این سفر ماجراهای جالبی برای او رغم می خورد ...
دو دوست قدیمی بنام «زک» و «میری»، برای حل مشکلات مالی شان تصمیم می گیرند یک فیلم پ-رنو بسازند. اما در جریان آماده کردن این فیلم، پی می برند که حسی فراتر از آنچه قبلا فکر می کردند، به یکدیگر دارند...
یک رمان نویس به وسیله پید اکردن سرنخ هایی ، درمیابد که چگونه یه خانواده در خانه جدید آنها به قتل رسیده اند. البته این اکتشاف او ، او و خانواده اش را در مسیر مواجهه با موجودات ماورالطبیعه قرار میدهد…
2 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 3 جایزه و نامزد دریافت 5 جایزه دیگر.
«کری وایت» (اسپیسک) دختری خجالتی و تودار که از نیروی ذهنی عجیبی برخوردار است پس از این که مورد اذیت و آزار و تحقیر هم کلاسی هایش قرار می گیرد، انتقام سختی از آنان می گیرد …
داستان فیلم در مورد دوستی بین دو زن جوان در یتیم خانه ای در یک پناهگاه در صومعه سرایی در رومانی هست. اکنون برای رسیدن به دوست خود که در آلمان زندگی می کند درصدد ترک آنجا می باشد اما …….
چارلی افسر پلیس ساده ای در رود آیلند است که همه مردم او را دست می اندازند. کسی او را جدی نمیگیرد حتا نامزدش تنها پس از ازدواج با او به او خیانت میکند و در حالی که سه پسر حاصل از روابط نامشروع را پیش چارلی میگذارد با مرد کوتوله سیاه پوستی فرار میکند. این اتفاقات موجب نوعی سرخوردگی در چارلی میشود و به مرور زمان شخصیت شیزوفرنی جدید به نام هنکس در وجود او شکل میگیرد. هنکس بر خلاف چارلی شخصیتی شرور از یک پلیس خشن و مردم آزار است. اداره پلیس احساس میکند که چارلی نیاز به مدتی استراحت و سفر دارد از همین رو چارلی را به عنوان اسکورت آیرین به خاطر یک سلسله سوء تفاهمات ارتباطی (با محبوب سابقش)، تا نیویورک اسکورت کند تا در آنجا بازجوئی شود...