همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
داستان دربارهٔ مردی به نام کری است که پس از درخواست طلاق همسرش، اَشلی، به دوستانش، جولی و پاول، پناه میبرد، اما با ورود کری به زندگیشان روابط همهٔ آنها دچار مشکل میشود.
باب، انقلابی سابق و پارانویایی، همراه دختر مستقلش، ویلا، در انزوا زندگی میکند. با ظهور مجدد دشمن شرور باب و ناپدید شدن ویلا، باب برای یافتن دخترش تلاش میکند، در حالی که هر دو باید با عواقب گذشتهٔ خود مواجه شوند.
یک روانپزشک در جریان جنگ جهانی دوم، رهبران نازی را پیش از دادگاه نورنبرگ معاینه میکند. او که در حین این کار رابطهای آشفته با هرمان گورینگ برقرار کرده، به تدریج وسواس شدیدی نسبت به درک ماهیت شرارت پیدا میکند.
چهار سوارکار به همراه نسل نوینی از تردستان بازگشتهاند تا با اجراهایی که ذهنها را در هم میآمیزد، پیچیدگیها، غافلگیریها و جادویی بیمانند را به نمایش بگذارند؛ جادویی که تاکنون در هیچ فیلمی به تصویر کشیده نشده است.
جون که تازه به کلیسای سنت مری میلان آمده، درگیر رازها و دروغهایی میشود: هیچکس آن کسی نیست که به نظر میرسد، و عشق ممکن است پشت نقاب آخرین پسری که عاشقش میشود، پنهان شده باشد.
کت ویلیامز، ستاره کمدی، برای چهارمین استندآپ کمدی ویژه خود در نتفلیکس، در این مجموعه هیجانانگیز، برداشتهای جسورانه و معروف خود از توطئهها، افراد مشهور و جهان را ارائه میدهد.
در زندگی پس از مرگ که ارواح یک هفته فرصت دارند تا تصمیم بگیرند ابدیت را کجا بگذرانند، جوآن با انتخابی غیرممکن بین مردی که زندگیاش را با او گذرانده و اولین عشقش که در جوانی فوت کرده و دههها منتظر آمدنش بوده، روبرو است.
گریس، نویسنده و مادری جوان، به آرامی در حال دیوانگی است. او که در خانهای قدیمی در مونتانا و اطراف آن محبوس شده، رفتارهایش به طور فزایندهای آشفته و نامنظم میشود و همراهش، جکسون، را نگران و درمانده رها میکند.
پس از یک فاجعه نظامی ویرانگر، مردگان فقط زنده نمیشوند - بلکه شکار میکنند. آوا به دنبال شوهر مفقودش میگردد، اما آنچه پیدا میکند بسیار بیشتر از آنچه تصور میکرد، ترسناک است.
این روایت، مبارزات لورنز هارت با اعتیاد به الکل و اختلالات روانیاش را بازگو میکند؛ وضعیتی که هنگام تلاش او برای حفظ ظاهر در شب گشایش نمایش «اوکلاهما!» به اوج میرسد.
همزمان با از هم پاشیدن ازدواجشان، الکس با میانسالی و طلاق روبرو میشود و به دنبال هدف جدیدی در صحنه کمدی نیویورک میگردد. در همین حال، همسرش تس با فداکاریهایی که برای خانوادهشان انجام شده روبرو میشود و آنها را مجبور میکند تا با فرزندپروری مشترک و هویتهایشان کنار بیایند.
وقتی یک پرستار بخش مراقبتهای ویژه داوطلب میشود تا به یک بیمار در کما که متهم به قتل شش زن است کمک کند، در حالی که کارآگاهی برای متوقف کردن قاتل تلاش میکند، او درگیر شبکهای ترسناک از دروغها، وسواسها و اسرار مرگبار میشود.