همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
یک کارمند سابق دفتر به یک شکمحرفهای تبدیل میشود که منجر به قرار ملاقات با مشاور بیکاریاش میشود؛ اما خانوادهی عجیب و غریبش و یک دوست زن کمملاحظه ممکن است حرفهی جدید و زندگی عاطفیاش را به خطر بیندازد...
سال 1942. “جوزپ” یازده ساله است. او صبح ژوئن باید به مدرسه برود. او به همراه دوستان یهودی و خانواده هایشان در پاریس اشغال شده مخفی شده اند. حداقل آن ها اینگونه تصور می کنند تا اینکه صبح شانزدهم جولای سال 1942 شادی شکننده آن ها از هم می پاشد و…
دیوید یک یهودی لهستانی فقیر اما جاه طلب است که خود را به عنوان یک بزرگ بازرگانان نیویورک جا می زند. وی پس از به دست آوردن ثروت ، دوباره به پاریس نقل مکان می کند ، تا همسر خودخواه و طلبکار خود را پیدا کند تا ثروتش را هدر دهد...
یک جاسوس آمریکایی در طول جنگ جهانی دوم به دلیل موقعیت خطرناک خود مجبور می شود به عنوان یک پروپاگاندا نازی خدمت کند. او پس از جنگ نیز مجبور به ادامه این نقش می شود زیرا نمی تواند هویت واقعی خود را فاش کند...
دیوید وایزمن یازده ساله دیوانه کریکت است و در آن خوب نیست. او تمام وسایل آن را دارد اما هیچ مهارتی ندارد. وقتی یک خانواده جامائیکایی به خانه همسایگی آنها نقل مکان می کنند و یک تور کریکت در باغ پشتی می سازند، دیوید در بهشت هفتم قرار می گیرد ...
برنده 1 جایزه اسکار همچنین دریافت 5 جایزه دیگر. همچنین نامزد دریافت 4 جایزه دیگر.
این فیلم داستان یک نجار فقیر به نام تونو برتک را روایت می کند که در سال 1942 در یک شهر کوچک در اسلواکی اشغالی توسط نازی ها زندگی می کند. تونو به عنوان مدیر یک مغازه دکمه فروشی یهودی انتخاب می شود و باید با فشارهای اخلاقی و عواقب انتخاب خود دست و پنجه نرم کند...
برنده 4 جایزه اسکار. همچنین 19 جایزه و نامزد دریافت 10 جایزه دیگر.
«فانی» (آلوین) و «الکساندر» (گوو) زندگی خوش و آرامی را با مادر و پدرشان، «اسکار» (ادوال) و «امیلی اکدال» (فرولینگ)، که در کار تیاتر هستند، می گذرانند. با مرگ پدر در اثر سکته ی قلبی و بعدتر ازدواج «امیلی» با یک کشیش خشک و مقرراتی به نام «اسقف ورگروس» (مالمسیو)، بچه ها آزادی و نشاط شان را از دست می دهند.